مرجع تقلید شایسته باید دارای شروط:
- تبعیّت کامل از مبنای اصلی و اصیل کتاب الله و حاشیهای سنّت قطعیّه
- شیعهی اهل بیت رسالت (ع)
- اتقی ” باتقواتر”
اعلم ” عالمتر” باشد
و شرط دیگری وجود ندارد.اعلم اتقی شخصی است که بیانگر ” أحسَنَه” باشد، و ” أحسَنَه ” بهترین سخن پپیرامون احکام عقیدتی و عملی شرعی است زیرا : “ فبشّر عباد الّذین یستمعون القول فیتّبعون أحسنه اولئک الذین هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب” (زمر:39)، این آیه، بشارت، هدایت و عقل بی آلایش و سالم را ویژهی کسانی دانسته که از بهترین سخن پیروی کنند و گرنه گمراه و بیخردند. که در حقیقت پیروی از” نظر” است و نه از صاحب نظر، و پایهی اصلی نظر أحسن، قرآن در اصل و سنّت قطعی در فرع است. که با دانایی و کاوشی بهتر و تعهّدی بیشتر بیانگر احکام اللهی باشیم.در برداشت از ” أحسنه” زن و مرد، کوچک و بزرگ و… یکسانند، و آیا اگر صاحب سخن” أحسن” حضرت صدّیقه زهراء (س) باشد،چون زن است باید از مرد غیر معصوم تقلید نمود؟!
تقلید ابتدایی از مردهی أعلم أتقی مانند باقی ماندن بر تقلیدش نیز واجب است و آیا مرگ جسم، امتیاز تقوایی و علمی را هم میمیراند؟و آیا تمامی مجتهدین که کاوشها و کوششهاشان برای بدست آوردن فتاوای معصومان(ع) است که بالاخره از آنان تقلید میکنند تقلیدشان باطل است؟ زیرا این بزرگواران رحلت فرمودهاند و بالاخره زنده و زنده تر بودن فتوی است که آنرا قابل پذیرش و تقلید میکند، نه زنده بودن صاحب فتوی.
اگر دو یا چند عالم با تقوی بر مبنای درست کتاب و سنّت فتوی دهند، آنکه تقوی و تعهّدش زیادتر است، بر دیگران مقدّم میباشد، زیرا تعهّد بیشتر از علم بیشتر در بیانگری احکام خدا، که تحقق دادن “أحسنه” است، نقش مهمتری دارد.
اجتهاد شورایی بر حسب آیهی کریمهی “و أمرهم شوری بینهم”(38:42) ضرورتی اسلامی است که اگر فتاوای مجتهدان بر مبنای شوری باشد به “أحسنه” نزدیکتر است و الاّ باید از فقهائی تقلید کرد که بر محور اصلی کتاب وفرعی سنّت با بررسی نظرات همراهانشان فتوی میدهند، که در صورت باقیماندن اختلافاتی، اکثریّت آراء “أحسنه” میباشد، و شوراهای حقیقی بر مبنای کتاب و سنّت اختلافات را خیلی کم و کمرنگ کرده در مرز عصمت قرار میدهد.
نه تنها رهبری سیاسی جامعه، بلکه رهبری دینی هم، برای مجتهد أعلم أتقی هرگز ولایت و حکومت مطلقه بر اموال و انفس نمیآورد، اولویت پیامبر و امامان معصوم(ع) نیز بمعنی ولایت مطلقهی شرعیه است.
فتوا دادن کسی که حدّاقل یک دورهی کامل، قرآن را بررسی نکرده، حرام و پیروی از او نیز حرام میباشد، زیرا بر خلاف گمان بسیاری از فقهاء بیش از هزار آیهی قرآن، پیرامون احکام فقهی نازل گردیده است، که بگونهی شایسته مورد استدلال نمیباشند، و بگمان “ظنّی الدلالة” بودنشان اگر بر خلاف روایات و فتواها باشند مورد تأویل قرار میگیرند.
حرام است فتوی دادن کسی که قرآن را به عنوان دلیل قطعی قبول ندارد و دلالت لغات و جملات آنرا در حدّ ظنّ و گمان میداند، و یر تمامی بالغان و مکلّفان واجب است که برای بدست آوردن فتاوای قرآنی، به گونهای شایسته پی جویی کنند، زیرا با کمال تأسّف و شرمساری، نظرات بسیاری از فقیهان سنّی و شیعه پایهی قرآنی ندارد و بر خلاف نصّ و یا ظاهر مستقرّ قرآن است، که این هم در نتیجهی بی توجّهی فقیهان سنّی نسبت به قرآن در برابر کتب ششگانهشان و گمانی پنداشتن دلیل قطعی قرآن توسّط فقهای شیعی میباشد و این خود اساس تهاجم فرهنگی، عقیدتی و احکامیِ استعمارِ خارجی و داخلی در میان مسلمین است که در مقابله با آن، اسلام قرآنی محمّدی(ص)، تمامی سرچشمههای گمراهی را زیر پا نهاده و تفکّرات دقیق و اعمال صحیح فردی و شورایی را ـ بر مبنای قرآن و سنّت ـ اصلی جاودانی، برای مکلّفان قرار داد
محبمهدي گفت
شما خيلي ؟هستيدچون كه منتظر هستيد يكي از علما كوجكتدين حرفي بزند تابه سود خودتان استفاده كنيدچرا شما فتوي ايه الله مكارم ونوري همداني ورهبري وبهجت و…. راكه برضد خودتان است رانمياوريد؟اگر واقعابرحقيد چرا بكنفر از بزرگان شمانميايدباعلمايما مناظرهكند .
محمدی گفت
در میان متخصصان عرصه فقه و دین پزوهان کسی آقای صادقی تهرانی را به رسمیت نمی شناسد و ایشان بارها در مناظره با متخصصین حوزه علمیه شکست خورده و بنده خود چند بار پس از بحث با ایشان دیدم که از عمق و محتوای عمیق سنت اهل بیت اطلاع نداشته و چون علمای اهل سنت با روایات اهل بیت ع برخورد مینماید.خوب است به دنبال دیدگاه های کسانی باشید که دوست و دشمن به علمیت و سواد آنان شکی نمیکنند.
omids گفت
aghaye mohamadi az in bacheganetar nemitonestan nazar bedan ishan yeki az barjaste tarin olama hastan va ba nazare shoma aslan ahamiyati nadard