آرشیو برای جولای, 2008

اجلاس مالزی پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران

گزارش مشترک سازمان دانش آموختگان،کانون مدافعان حقوق بشر و سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به اجلاس مالزی پیرامون وضعیت حقوق بشر در ایران
چهارشنبه، 9 امرداد 1387

ادوارنیوز:سيزدهمين نشست ساليانه نهادهای ملی حقوق بشر کشورهای آسيا و اقيانوسيه رسما روز ۷ مرداد ماه ۱٣٨۷ در کوالالامپور با شرکت ۲۰۰ نفر از نمايندگان نهادهای ملی و سازمانهای غير دولتی حقوق بشر و نمايندگانی از دفاتر مختلف سازمان ملل از جمله شورای حقوق بشر در ژنو و در آسيا، دفاتر برنامه عمران ملل و ساير دفاتر مرتبط با حقوق بشر سازمان ملل رسما برای مدت ٣ روز آغاز بکار خواهد کرد.
پيش درآمد اين نشست رسمی دو نشست مقدماتی بود؛ اولين شست توسط سازمانهای غير دولتی در تاريخ ۵ مرداد ماه برگزار شد . نشست دوم، نشست مشترکی بود بين فروم آسيا و اقيانوسيه و سازمانهای غير دولتی در باره بررسی عمومی دوره ای که در روز ششم مرداد ماه برگزار شد.
هدف از نشست مقدماتی سازمانهای غير دولتی در روز ۵ مرداد ماه آماده سازی نمايندگان سازمانهای غير دولتی برای حضور فعال در فروم بود. اين آماده سازی با مروری بر وضعيت مدافعان حقوق بشر در منطقه آسيا و اقيانوسيه شروع شد و با طرح مباحث مربوط به زنان ادامه يافت و در نشستی نيز به نحوه همکاری سازمانهای غير دولتی و نهادهای ملی حقوق بشر پرداخت.
نمايندگان تشکل های غير دولتی ايران از کانون مدافعان حقوق بشر؛ آقايان دکتر اسماعيل زاده و دکتر شيرازی، سازمان حقوق بشر در کردستان؛ آقای بيگی زاده موفق به شرکت در اين نشست شدند در حالی که دولت ايران مانع حضور آقای عبداله مومنی نماينده سازمان دانش اموختگان ادوار تحکيم وحدت در اين نشست شد. نمايندگان ايران علاوه بر ارائه گزارش مختصری در باره شرايط حقوق بشر در ايران؛ فارسی و انگليسی، در دومين برنامه روز اول سازمانهای غير دولتی به بررسی وضعيت مدافعان حقوق بشر در ايران پرداختند.
مقدمه
گزارش پيش رو بيان مختصری از وضعيت حقوق بشر در ايران است و به هيچ وجه نمی تواندبيانگر همه ی موارد نقض حقوق بشر باشد. هدف از اين گزارش تنها ارئه ی تصويری از وضعيت حقوق بشر در ايران است، بديهی است که ذکر تمام مصاديق نقض حقوق بشر در ايران با توجه به وضعيت نا مطلوب حقوق بشر در کشور ما نياز به گزارش تفصيلی دارد.

آزادی دين و مذهب
قانون اساسی جمهوری اسلامی از ايرانيان زرتشتی، مسيحی و يهودی به عنوان تنها اقليت های دينی ياد کرده و پيروان اين ٣ دين و پيروان برخی از مذاهب اسلامی نظير حنفی، شافعی، مالکی، حملی، و زيدی را صرفا در احوال شخصيه خود (ازدواج، طلاق، ارث) آزاد اعلام کرده اما در مورد ساير فرقه ها و گرايش های مذهبی، به آنها اجازه نشر عقايد و تبيلغ پيرامون آن، و انجام مراسم مذهبی که جنبه غيرشخصی، جمعی، عمومی و علنی داشته باشد، داده نشده و آزادی عقيده تضمين نشده است.
اقليت دينی بهايی بيشترين فشارها و تبعيضات را در اين بين متحمل شده اند. بازداشت تعدادی از رهبران جامعه ی بهاييان که به تاييد سخنگوی دولت و قوه ی قضاييه نيز رسيد از جمله موارد نقض حقوق اين اقليت دينی بود. بهاييان همچنين در زمينه ی حق تحصيل و حق مالکيت نيز با محدوديت جدی مواجهند. به طور کلی قانون اساسی جمهوری اسلامی به جز دين اسلام که دين رسمی است و اديان زرتشتی، مسيحی و يهودی، حقوق پيروان اديان ديگر را به رسميت نمی شناسد. ضمن اينکه اگر مسلمانی تغيير دين دهد محکوم به ارتداد می شود. نگرانيها در اين مورد خصوصا با رسميت بخشيدن به مجازات مرتد در پيش نويس قانون مجازات جديد افزايش يافته است(در ماده ۲۲۵ پيش نويس قانون جديد مجازات اسلامی برای برگشتن از دين اسلام، مجازات مرگ تعيين شده است). به جز بهاييان ساير اقليتهای دينی نيز تحت فشار هستند و بعضا اخبار بازداشت پيروان اين اديان به گوش می رسد. در سال جاری پليس ده نفر از شهروندان ايرانی را در شهر شيراز که به دين مسيحيت گرويده بودند، بازداشت کرد . در تاريخ يازدهم ماه می، نيروهای امنيتی، همايون شکوهی غلامزاده، ۴۸ ساله را همراه با همسرش فريبا ناظميان که قصد شرکت در کنگره ای در دبی را داشتند، در فرودگاه شيراز دستگير می کنند. بدنبال آن، حسين باب انارب ۲۵ ساله به همراه فاطمه شناسا ۲۵ ساله نيز دستگير شده که سه روز بعد با سپردن وثيقه آزاد می شوند. بنابراطلاعات رسيده، پليس ساعت هفت صبح روز چهاردهم ماه می با حمله به خانه حميد علاء الدين، ضمن تفتيش کامل منزل و ضبط کامپيوتر، نوارها و وسايل شخصی، وی را به همراه سه فرزندش فاطمه ۲۸ ساله، محمد ۲۷ ساله و محتبی ۲۱ ساله با خود می برند. يک روز قبل از آن نيز، دو فرد مسيحی ديگر نيز به نام های آرش مير باشاد و محمود متين در يکی از پارک های شيراز دستگير می شوند.
همچنين پيروان برخی از مذاهب اسلامی نيز تحت فشار شديد قرار دارند. از جمله اقليت مذهبی اهل تسنن در کردستان و سيستان و بلوچستان و برخی نقاط جنوبی با محدوديتهای مختلفی مواجهند. اهل تسنن هنوز نتوانسته اند اجازه ی ساخت يک مسجد در پايتخت جهت انجام عبادت و مناسک مذهبی را دريافت کنند.
طی سال گذشته همچنين گروه معروف به دراويش گنابادی، فشار فزاينده  ای را تحمل

کردند. تعداد زيادی از آنها بازداشت شدند، اماکن اجتماع و عبادت آنها در قم و چند

 شهر ديگر به وسيله ی نيروهای دولتی تخريب شد و حتی وکلای مدافع آنها از وکالت 

منع شده و به زندان محکوم شدند.
همچنين چهار تن از پيروان مسلک اهل حق (علوی) که در آذربايجان علی الهی و گوران ناميده می شوند٬ در زندان مرکزی اروميه در وضعيت بسيار نامناسبی به سر می برند.سهندعلی محمدی (فرزند محمد)٬ بخشعلی محمدی (فرزند محمد)٬ عباداله قاسمزاده (فرزند قباد) و مهدی قاسمزاده (فرزند قباد) از پيروان فرقه آتش بيگی و از اهالی روستای “اوچ تپه” (قوشاچای – مياندوآب) به اعدام محکوم شده اند.
آزاديهای مذهبی در ايران با محدوديتهای اساسی مواجه است.
مسلمانان و غير مسلمانان همگی از فشارها و تبعيضات مذهبی رنج می برند، حتی برخی روحانيون بلندپايه ی شيعه نيز به خاطر مخالفت شان با ولايت فقيه و اعتقاد به جدايی دين از سياست به زندان افتاده اند؛ که از آن جمله می توان به آيت اله کاظمينی بروجردی اشاره کرد که تحت شکنجه های شديد در زندان به سر می برد. در ايران دادگاهها مخالفت با ولايت فقيه يا عدم اعتقاد به آن را جرم محسوب می کنند

ادامه مطلب »

۱ دیدگاه

تعیین سه مجاز در اقامه نماز جماعت فقری

 امروز چهار شنبه همزمان با مبعث پیامبر عشق و دوستی حضرت ختمی مرتبت(ص ) همو که  لولاک لما خلقت الافلاک  را زیبنده است  از طرف مولای معظم

 حضرت  آقای حاج دکتر نور علی تابنده  مجذوبعلیشاه 

سه نفر از عزیزان ایمانی  به عنوان  مجازین در اقامه نماز شهر های  شهسوار و رشت و خرم آباد انتخاب گردیدند:

۱)جناب آقای مهر آزما در منطقه  شهسوار

۲)جناب آقای دکتر سرور در رشت

۳)جناب آقای وحدت  در خرم آباد

برای همه موفقیت و سلامتی خواستاریم و این موهبت و باز شدن در های رحمت الهی را به همه فقرا خصوصا مناطق یاد  شده تبریک و تهنیت عرضه می داریم

۱ دیدگاه

چند عکس از مراسم تدفین و ترحیم مرحوم جناب آقای مهندس اخوان در اراک

روز  سه  شنبه مراسم ختم  بسیار باشکوهی از طرف فقرای سلسله نعمت اللهی در   اراک  به منظور ارج نهادن به مقام معنوی مرحوم مهندس  اخوان اراکی برگزار گردید که شرکت  یاران ایمانی و دیگر اقشار مردم  در این جلسه بسیار گسترده و چشم گیر بود .

 

در این مراسم علاوه بر مشایخ معظم سلسله چند تن از ماذونین به اقامه نماز جماعت نیز حضور داشتند که خود باعث افزایش  فضای روحانی و معنوی مجلس شد .

این مراسم  بعد از ظهر در خیابان عباس آباد مسجد حاج آقا  صابر منعقد گردید.

وبلاگهای بایاران و یاران مجذوبان نور ضمن تسلیت مجدد به پیشگاه مولای معظم  از خداوند منان برای حضرت ایشان و مشای خبزرگوار سلسله و دیگر ماذونین  ارزوی سلامتی و طول عمر مسئلت می نماید .

چند عکس  از مراسم تدفین و ترحیم مرحوم خلد آشیان جناب آقای مهندس  اخوان در اراک:

 

 

 

 

۱ دیدگاه

گفتگو با بیژن بیدآباد کارشناس مسائل اقتصادی

 

تهران – خبرگزاری ایسکانیوز :مصرف تقریبا بزرگترین جزء ناخالصی ملی هر کشور به شمار می رود که قسمت زیادی از آن به وسیله خانوارها صورت گرفته و قسمتی نیز به وسیله دولت به تناسب حجم و اندازه دولت انجام می شود.

بیژن بیدآباد کارشناس مسائل اقتصادی در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران “ایسکانیوز” با بیان این مطلب اظهار داشت: یکی از مباحثی که در قرآن کریم در متون دینی مورد تاکید فراوان واقع شده پدیده اسراف و بالاخص تبذیر است هر چند این موضوعات سابقه طولانی را دارند ولی کمتر مورد توجه عملی سیاستگذاران اقتصادی واقع شده است.
وی ادامه داد: در شرایط فعلی که رشد روزافزون مصرف و تبدیل اکوسیستم های حمایتی به چرخه های تولید کالا شدت یافته است نظریه تبذیر اهمیت ویژه ای پیدا کرده است.
وی اذعان کرد : تبذیر به معنای اضافه مصرف یا مصرف مازاد از احتیاج (ریخت و پاش در مصرف) است که از موارد پراهمیت اقتصاد اخلاقی است.
بیدآباد افزود: مصرف اضافه تر از احتیاج، عملا منابع موجود در سطح کشور و به طور کلی در سطح جهان را به سمت تهی شدن می کشاند .
وی افزود: تبذیر از لحاظی به مفهوم تجاوز به حقوق دیگران است زیرا کشوری که مصرف بیش از حد داشته باشد عملا زیستگاه و منافع دیگران را دچار مخاطره می کند.

***تبذیر در تولید
این کارشناس اقتصادی اظهار داشت: با توجه به خصوصیات زنجیره های تولید می توان مبحث تبذیر را در تولید هم وارد کرد زیرا تبذیر در تولید که از مباحث اکولوژی صنعتی است بسیار مهم است.
وی افزود: می توان از طرق مختلف فرآیندهای صنعتی را به صورت فرآیندهای حلقوی طراحی کرد؛ به گونه ای که ضایعات تولید در یک فرآیند، مواد اولیه فرآیند دیگر شوند.
بیدآباد با استناد بر گزارشات بین المللی تصریح کرد: ظرفیت اکولوژیک جهان برای زیاده خواهی های چین، هند، ژاپن، اروپا و آمریکا ناکافی است و اگر چین و هند به میزان سرانه آمریکا یا ژاپن در سال های آتی نظیر دو دهه اخیر برسند، کل سیاره زمین را برای تامین نیازهای خود لازم خواهند داشت.
وی با ابراز نگرانی اعلام کرد: در آتیه نزدیک چنانچه بشر به روند تبذیر فعلی خود ادامه دهد محیط زیست خود را فاسد می کند.
بیدآباد آمارهای بین المللی در مورد فساد محیط زیست به دلیل تبذیر در مصرف را مدنظر قرار داد و گفت: کشور آمریکا کمتر از پنج درصد جمعیت جهان را دارد ولی یک چهارم گاز انیدرید کربنیک را تولید می کند ، یک چهارم منابع انرژی جهان را مصرف می کنند و 30 درصد زباله های دنیا را تولید می کند.
وی افزود: در همین راستا اثرات تخریبی کشور آمریکا بر محیط زیست ،250 برابر بیشتر از ساکنین صحرای بزرگ آمریکاست.
این کارشناس اقتصادی در پایان بر اهمیت مساله اسراف و تبذیر تاکید کرد و پیشنهاد داد: سیاستگذاران اقتصادی ؛هم در سطح ملی و هم در سطح بین المللی اقدام به وضع مقررات و سیاست گذاری های خاص نمایند تا از این پدیده خطرناک جلوگیری شود./144/125

یک نظر بنویسید

اعلامیه مراسم ترحیم جناب آقای مهندس اخوان در اراک

یک نظر بنویسید

فیلترینگ وبلاگها و سایت های دراویش

حضرت زینب (س) خطاب به یزید بن معاویه خلیفه وقت حکومت اسلامی:

یا یَزید!! کِد کَیدَک وَ اسعِ سَعیَک، ناصِب جَهدَک، فَوَاللهِ لا تَمحَو ذِکرَنا وَ لا تَمیتُ وَحیَنا…

ای یزید!! هر نیرنگى خواهى بزن، و هر اقدامى كه توانى بكن، و از هر كوششى دریغ منما، كه سوگند به خدا نه مى‌توانى نام ما را محو كنى، و نه مى‌توانى وحى ما را خاموش كنى …

(بحار الانوار، جلد 45، صفحه 135 و اللهوف، صفحه 77)

در ادامه بایکوت خبری دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی، وبلاگ های خورشید حق، ذوالفقار حسینی، صوفی، نور تابان، فقر و درویشی، بناء تصوف، صلح کل، اخبار سلسله نعمت اللهی گنابادی، بخش فرهنگی مددکاری رضا و مرکز فرهنگی ایرانیان بار دیگر یه زیر تیغ تیز فیلتر رفتند.

سیاست مراکز تصمیم گیری در امر سانسور و فیلترینگ سایت ها و وبلاگ های دراویش، مجریان این امور را به کاری عبث وادار نموده است که بیشتر برای خالی نبودن عریضه می باشد !! زیرا تصور بستن چشم و گوش مردم، خواب آشفته ای است که تعبیر آن را گذشت زمان بارها نشان داده است، اما متأسفانه عبرتی از آن گرفته نمی شود.

وقتی قانون و نظارت قانونی بر مراکز دولتی و خصوصاً امنیتی حاکم نباشد و بعضی از مجریان امور در اتخاذ روشها و موضع گیری ها دست خود را باز ببینند و اجتهاد شخصی افراد میزان و ملاک  قرار بگیرد و هر حزب!! و انجمنی!! به راحتی بتواند در آن نفوذ کند، شرایط بهتر از این نخواهد بود .

عده ای برای نگهداری یک میز و صندلی و یک عنوان دهان پرکن هراس انگیز!! و داشتن مال و منال!! و جاه و قدرت هر ظلمی را به مردم، نظام ، فرهنگ ،تاریخ، دین و آیین مردم روا می دارند .

پیش فرض وتقسیم جامعه به دوست و دشمن ، بسیار عجیب و حیرت آور است :

در این حالت هیچ تعریف ثابتی از دوست و دشمن وجود ندارد، زیرا مد روز و در بورس بودن است که تعیین کننده دوست و دشمن می باشد. مثلاً یک روز مرجع بزرگواری همچون حضرت آیت الله العظمی صانعی دوست هستند و روز دیگر غیر خودی و کار به آنجا میرسد که حتی به ایشان توهین و بی ادبی هم می شود.

متأسفانه در این تقسیم بندی تنها کسانی از معرض این سانسورها مصون هستند که گوش به فرمان مراکز دولتی زورگو بوده و مقلّد کامل سیاست مداران در قدرت باشند، آن هم بدون هیچ گونه اظهار نظر و اظهار وجودی !!

و مسلماً وقتی با مراجع تقلید رفتاری تحکمی میکنند، تکلیف معلوم است، هر کسی که نظر مخالفی ابراز کند، دشمن اسلام، دشمن تشیع، دشمن نظام ، دشمن انقلاب و متهم به بر اندازی خواهد بود. روزی نیست که بر چسبی اختراع نکنند، بر انداز نرم، برانداز زبر، برانداز مخملی، برانداز حریر، چلوار و اطلسی و  …

کلمه دشمن از زبانشان نمی افتد و گویا خود را با زمین و زمان در جنگ می بینند، اساس سیاست را بر حذف و برخورد فیزیکی گذاشته و با قوانین خود ساخته و برداشتهای عجیب و غریب از قانون اساسی و تفسیر عجیبتر از متون دینی، هر کاری را انجام می دهند و به احدی نیز پاسخگو نمی باشند.

از آن رو که تنها و تنها به خود حق می دهند و با افزودن پسوند اسلامی به افعال و افکار خویش خط قرمزهایی ترسیم می کنند که گذشتن از آن به معنی نابودی و ارتکاب بزرگترین جرایم است .

کمتر کسی هم جرأت دارد که بگوید این اعمال، زدن چوب حراج به مقدسات و خیانت به ارزشهای اعتقادی و بدعت در دین و زیر پا گذاشتن آزادی و عدالت و حقوق انسانها آن هم به نام دفاع از اسلام و دیانت است .

وقتی فردی یا جمعی عین اسلام و تشیع باشند و همه اعمال و رفتارشان عین شریعت محسوب شود، آنگاه هر برخوردی با غیر خودیها عملی اسلامی و مبارزه علیه مشرکان، منافقان خواهد بود

همان گونه که قبلاً نیز متذکر شده بودیم، تشخيص تخلّف در فضاي مجازي بر اساس قوانين جاری ايران بر عهده كارگروهي متشكل از چهار وزارت خانه اطلاعات ، ارتباطات و فناوري اطلاعات،‌ ارشاد و  دادگستري ميباشد و بايستی تخلفات انجام شده به مديران محترم وبلاگها و سایت های دراویش ابلاغ شود و در صورت موجه نبودن دفاعيات ابرازي و ادامه تخلفات اعلامي، نسبت به مسدود سازي پايگاه اينترنتي اقدام شود.این در حالی است که هیچ یک از مراحل قانونی طی نشده است. با اين اقدامات گویا دیگر در ايران آزادي عقيده و بيان و حقوق اوليه انساني معني و مفهومي ندارد.

در پایان ضمن ابراز همبستگی با همه عزیزان ایمانی که حَسَب علاقه شخصی و غیرت فقری، اقدام به تأسیس سایت و یا وبلاگ نموده اند، اعلام می کنیم: فیلترینگ این سایتها و وبلاگها قانوني نبوده و مخالف تمامي موازين انساني و سوءاستفاده از قدرت است.

یک نظر بنویسید

گفتگو ی ماهنامه شكوفه آزادي با دکتر تنهائی؛ شماره اول، مهرماه 1385

تحصيلات ابتدايي ومتوسطه ودريافت درجه ليسانس در رشته روانشناسي راهي امريكا شد وپس از اخذ مدرك فوق‌ليسانس دررشته جامعه‌شناسي، درسال1981 ميلادي موفق به اخذ درجة دكتراي تخصصي دررشته جامعه‌شناسي زير نظر پرفسور هربرت بلومر بنيانگذار مكتب كنش‌متقابل نمادين، گرديد واز طرف ايشان مجاز به تدريس نظريه‌هاي جامعه‌شناسي شد.
دكترتنهائي وابسته به حوزة جامعه‌شناسي تفسيرگراست. وي باتأثير از مكتب بلومر و سنت جامعه‌شناسي راديكال و بهرگيري از مجموعه نظريه‌هاي صاحبنظران و شارحين مطرح در نظريه‌هاي جامعه‌شناسي غرب، ضمن تنظيم مدل‌هاي تحليلي نظريه‌هاي جامعه‌شناسي بصورت فرامكتبي، در جهت ارائه تعاريف بنيادين مكتبي و تحليلي درجامعه‌شناسي تلاش مي نمايد، اين امر پايه‌هاي اساسي جامعه‌شناسي نظري از ديدگاه وي را تشكيل مي‌دهد.
دكترتنهائي مجموعه اصول، مباني و مفاهيم جامعه‌شناسي نظري را در كتابي تحت همين عنوان در سال 1382به چاپ رسانيد و از همان زمان دريچه‌اي نو بر مباحث نظري جامعه‌شناسي گشود. متأسفانه عليرغم تشخيص ضرورت توسعه اين مبحث در حوزة علم جامعه‌شناسي از سوي بسياري از صاحب‌نظران، تاكنون محافل علمي و دانشگاهي بصورت جدي به اين موضوع نپرداخته‌اند.
به همين خاطر برآن شديم طي گفت‌و گويي چكيده‌اي از نظرات وي در رابطه با مبحث جامعه‌شناسي نظري را در اختيار علاقه‌مندان به اين حوزه قرار دهيم. به اميد آنكه فتح بابي در راستاي پرداختن بيشتر صاحبنظران به اين مقوله باشد.

* به عنوان مقدمه ورود به بحث ، خواهشمندم تعريفي از جامعه شناسي نظري و جايگاه فعلي آن در علم جامعه شناسي براي خوانندگان ارائه فرماييد.
ادامه مطلب »

یک نظر بنویسید

درباره مرحوم سهراب علوى نيا(روزنامه ایران)

http://www.iraninstitute.com/1384/840810/html/horizon.htm#s537384

 

درباره سهراب علوى نيا      
معرفت شناسى طبيعى
- سهراب علوى نيا
متولد ۱۳۲۲ ، كاشان
- فوق ليسانس شيمى از دانشگاه تهران ۱۳۴۶
- تحصيلات ناتمام در دوره دكتراى شيمى از دانشگاه كارل پراگ ۱۳۴۹
- اتمام تحصيلات تكميلى براى دوره دكترا در بد فورد كالج ۱۳۵۳
- دكتراى فلسفه تحليلى از دانشگاه ويلز بريتانيا
- عضو اسبق هيأت علمى دانشگاه تبريز
- عضو هيأت علمى دانشگاه شهيد بهشتى
- استاد مدعو دانشگاههاى مختلف كشور همچون دانشگاه صنعتى شريف، اميركبير و آزاد
- برخى از آثار وى عبارتند از : ترجمه بخش هاى فلسفه زبان و معرفت شناسى كتاب تحليل فلسفى جان هاسپرس ، ترجمه فلسفه اخلاق پروفسور اتكينسون، ترجمه كتاب درآمدى بر رساله ويتگنشتاين ، تأليف معرفت شناسى رياضى ، ترجمه ماهيت بشر از نگاه ويتگنشتاين ، ترجمه كتاب روشهاى منطق كواين، تأليف كتاب معرفت شناسى رياضى ويتگنشتاين و كواين و …
 

 

 

. مهندس علوی‌نیا در سالهای ٦۳ و ٦۴ استاد متون فلسفی (به زبان انگلیسی)  در دورۀ کارشناسی فلسفۀ دانشگاه تهران بود. در آن زمان او از اعضای هيأت علمی انجمن فلسفه بود. مهندس علوی‌نیا دانش‌آموختۀ دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران بود و سالها در شرکت نفت کار کرده بود. اما علاقه‌اش به فلسفه و تصوف راه زندگی او را تغییر داده بود. او در میانۀ دهۀ ٥۰ به انگلستان رفته بود و دورۀ کارشناسی ارشد فلسفۀ فیزیک یا ریاضی را در آنجا به پایان برده بود. اما سپس به دلیل وقوع انقلاب و قطع منابع ارزی به کشور بازگشته بود و دیگر امکان ادامۀ تحصیل نیافته بود. او در سال ٧٥ دوباره به انگلستان بازگشت و رسالۀ دکتری خود را در دانشگاه ولز انگلستان نوشت. دکتر علوی‌نیا مردی خوش‌ذوق و دوست‌داشتنی و مهربان بود. او از این دنیا دو چیز را پسندیده بود: فلسفۀ تحلیلی و عرفان ابن عربی. رحمت خدا بر او باد. درگذشت او را به خانوادۀ ارجمندش, وفقرای نعمت اللهی گنابادی  و همکاران و دانشجویان فلسفه و دیگر دوستدارانش تسلیت می‌گویم.

قدما مى گفتند غرض فلسفه استكمال نفس است در دو جانب نظرى و عملى و شايد اين قول هنوز مقبول و معقول باشد. چه آنكس كه فلسفه خوانده مسلماً بيش از كسى كه نخوانده است ،نسبت به امور عالم ، ولو عالم به معنى اصطلاحى نباشد، فهم و درايت دارد. اين امور لازم نيست از امور غيرعادى و نامأنوس باشد. زيرا فهم امور مأنوس عالم بيشتر زحمت دارد تا فهم امور غيرمأنوس.
وجود و ماهيت، علت و معلول، وحدت و كثرت، حدوث و قدوم زمان ، مكان ، ماده ، عقل و غيره ، همگى از امور مأنوس است، اما تبيين و توضيح فلسفى آنها مشكل ترين كارهاست. تا جايى كه يكى از فلاسفه ظريف گفته است : «فلسفه سعى در تحصيل دلايل باطل است براى اثبات امورى كه انسان خود به غريزه و طبيعت به صحت آنها اطمينان دارد.»
از طرف ديگر نبايد فراموش كرد كه فلسفه اسلامى و ايرانى نيز، گرچه دوران اوج و صعود خود را پشت سر گذاشته و در مرحله ركود به سر مى برد اما نيازش براى فهم و دانستن فلسفه روز دنيا روزافزون است و در اين ميان تلاش فيلسوفان مترجم يا مترجمان فيلسوف براى نماياندن فلسفه غرب كه در حال حاضر فلسفه مسلط دنياست نه تنها قابل ارج و تقدير، بلكه شايسته بازخوانى و بازشناسى است. از اين روست كه پرداختن به كسانى چون «سهراب علوى نيا» نه يك امر تشريفاتى به واسطه آنچه در ذات اينگونه صفحات است، بلكه يك ضرورت مى نمايد. چه او از جمله كسانى است كه درتلاش براى شناساندن فلسفه امروز اروپا جد و جهد قابل و درخورى داشته است.
تسلط او در ترجمه بخش هاى مهمى از فلسفه زبان و معرفت  شناسى كه در كتاب تحليل فلسفى جان هاسپرس مشهود است، همچنين جد و جهدش در شناساندن افكار و آراى ويتگنشتاين به عنوان يكى از اثرگذارترين فيلسوفان دوره معاصر فلسفه غرب و همچنين ترجمه كتاب روش هاى منطق كواين و مقايسه اين دو در كتاب معرفت شناسى رياضى ويتگنشتاين و كواين از خدمات شايان سهراب علوى نيا در شناساندن فلسفه روز غرب است كه ضرورت پرداختن به وى را بيش از پيش مى كند.
علوى نيا خود در كتاب «معرفت شناسى رياضى ويتگنشتاين و كواين» مطرح مى كند كه به نظر مى رسد گزاره هاى منطقى و رياضى قطعى و ضرورى باشند و شناخت ما از آنها مستقل از تجربيات ، از جهان خارج باشد. اما ضرورت اين قضايا از كجا ناشى مى شود؟ آيا اين ضرورت از هستى عينى ناشى مى شود يا از ساختار ذهن ما؟ ويتگنشتاين و كواين، كه هردو در فلسفه رياضى متأثر از راسل بوده اند، دو پاسخ متفاوت به اين سؤالها داده اند . ويتگنشتاين قطعيت اين احكام را ناشى از نقش گرامرى آنها در پراتيك استنتاج و محاسبه مى داند و كواين هم معتقد است كه اصولاً سخن گفتن از محتواى تجربى يك قضيه منفرد ، صرف نظر از بستگى آن با ساير قضاياى كل سيستم فكرى، گمراه كننده است و ما اصلاً قادر به كشيدن مرزى مشخص ميان قضاياى رياضى و قضاياى علوم تجربى نيستيم. در واقع سهراب علوى نيا كه در دانشگاه صنعتى شريف و دانشگاه شهيد بهشتى به تدريس فلسفه تحليلى اشتغال دارد با تأليف اين كتاب قصد كاوش در ماهيت پاسخ هايى را دارد كه اين دو فيلسوف به پرسش هاى مطرح شده در باره منشأ ضرورت قضاياى رياضى و منطقى ارائه كرده اند. دراين ميان تلاش سهراب علوى نيا براى تبيين نظريات كواين درخور توجه و بررسى است. كواين فيلسوف بزرگ قرن بيستم بود كه با مرگش در سال ۲۰۰۰ قرن بيست و يك را نديد. شهرت اودر فلسفه به خاطر انتقادى است كه در مقابل تمايز تحليلى – تأليفى آورده است. ضمن اينكه مطالعاتش گستره وسيعى از فلسفه را شامل مى شود كه طبيعت گرايى ، فيزيكاليسم ، تجربه گرايى بخشى از آن است. ويلفرد ارمان كواين دكتراى فلسفه اش را از دانشگاه هاروارد گرفت و تا پايان عمر آكادميكش عضو هيأت علمى دانشگاه هاروارد بود. در طول شش دهه فعاليت فلسفى مقالات فراوان و بيش از بيست كتاب منتشر كرد. نوشته هاى او حوزه هاى مختلفى را شامل مى شد كه از منطق ، فلسفه منطق و نظريه مجموعه ها تا فلسفه زبان، فلسفه ذهن، فلسفه علم، متافيزيك ، معرفت شناسى حتى اخلاق گسترده بود. از ميان كتابها و مقالات تأثيرگذارش مى توان به اين سرى به ترتيب انتشار، اشاره كرد: مبانى جديد براى منطق رياضى كه در سال ۱۹۳۶ منتشر شد، دو جزم انديشى تجربه گرايى كه در سال ۱۹۵۱ منتشر نمود، و معرفت شناسى طبيعت گرا و واژه و شىء كه در سالهاى ۱۹۶۹ و ۱۹۶۰ منتشر كرد.
در مبانى جديد براى منطق رياضى نظريه مجموعه ها را چنان توسعه داد كه مشكل پارادوكس راسل در آن وجود نداشته باشد. سيستم پيشنهادى او در مبانى جديد همچنان موضوع بحث رياضى دانان در فلسفه رياضى و فلسفه منطق است. اما دو جزم انديشى در تجربه گرايى را به حق مى توان تأثيرگذارترين مقاله فلسفه در قرن بيستم دانست.

مقاله اى كه پرارجاع ترين مقاله دراين سالها بوده است، در باره دو حكمى است كه كواين آنها را دو جزم در تجربه گرايى منطقى مى دانست. اولين جزم انديشى تمايز مشهور تحليلى – تأليفى و جزم انديشى دوم، اعتقاد به مضمون تجربى قضاياى منفرد بود بدين معنى كه هر قضيه تركيبى مابعد تجربى را مى توان به قضاياى ساده اى كه گزارش داده هاى بى واسطه حس باشند فرو كاست. در مورد حكم جزمى نخست نتيجه گرفت كه مرز قاطعى ميان اين دوگروه از گزاره ها وجود ندارد. درمقابل جزم دوم نيز نظر كواين اين است كه رابطه گزاره هاى يك نظريه با تجربه بيش از آنكه تحويل گرايانه باشد، كل گرايانه است. يعنى احكام يك نظريه تنها به عنوان جزيى از يك كل منسجم باتجربه مواجه مى شوند. كواين از رد اين دو حكم جزمى نتيجه مى گيرد كه مرز ميان متافيزيك و علوم طبيعى بايد برداشته شود و همچنين فلسفه بايد بيشتر به سمت پراگماتيسم متمايل شود. اما طبيعت گرايى يكى ديگر از نظريات كواين بود كه در معرفت شناسى طبيعت گرا به آن پرداخت. از نظر كواين معرفت شناسى قديم در تلاش هايش براى استوارى علم بر پايه اى محكمتر از خود آن، شكست خورده است. بنابراين بايد در معرفت شناسى نيز رويكردى علمى جايگزين شود.
شايد علت رجوع سهراب علوى نيا به نظريات فلسفى كواين و بسط و تبيين آنها همين طبيعت گرايى كواين در معرفت شناسى است چه مرور زندگى و تجربيات علمى خود او نيز نشانگر تمايل او به اين وجه از نظريات كواين است. گرچه آثار ترجمه شده از علوى نيا علاقه او به ويتگنشتاين را نيز به اثبات مى رساند.
سهراب علوى نيا در سال ۱۳۲۲ در كاشان به دنيا آمد. وى تحصيلات مقدماتى و ابتدايى و متوسطه خود را در كاشان گذراند و در رشته رياضى ديپلم گرفت.
او تحصيلات عالى خود را در دانشكده فنى دانشگاه تهران دنبال نمود و در سال ۱۳۴۶ با درجه فوق ليسانس در رشته مهندسى شيمى از اين دانشگاه فارغ التحصيل شد. با اين حال علاقه و ارادتش به فلسفه باعث نشد تا از پرداختن به فلسفه بازبماند. به همين دليل پس از آنكه به عضويت هيأت علمى دانشگاه تبريز درآمد با بورس وزارت علوم در سال ۱۳۴۹ به دانشگاه كارل پراگ رفت اما اقامتش در آنجا ديرى نپاييد و به علت گرفتاريهاى شخصى به ايران بازگشت.
با اين همه همچنان علاقه و عشق به فلسفه او را به سوى خود مى خواند و نهايتاً در سال ۱۳۵۳ براى ادامه تحصيل در دوره دكتراى فلسفه به دانشگاه لندن و در بدفورد كالج آن دانشگاه امتحانات ورودى دوره تحصيلات تكميلى يا Course qualifying را با موفقيت گذراند. وى سپس به دانشگاه ويلز رفت و در اين دانشگاه دكتراى فلسفه تحليلى خود را با بورس وزارت علوم به دست آورد. نكته جالب در زندگى علوى نيا اين است كه على رغم آنكه او فوق ليسانس شيمى خود را از دانشگاه تهران دريافت كرده بود و براى گذراندن دوره دكتراى آن چند بارى به فرنگ سفر كرده بود اما علاقه چندانى به اين رشته نداشت تا اينكه در اثر يك اتفاق با عرفاى اسلام آشنا شد و به گمشده خود رسيد. شغل مورد علاقه اش معلمى و رشته موردنظرش را فلسفه يافت. علوى نيا تز دكتراى خود را درباره پايگاه معرفت شناسى قضاياى رياضى تدوين كرد. مطالعات او به طور تخصصى آرا و نظريه هاى ويتگنشتاين را دربرمى گيرد و علت پرداختن علوى نيا به آرا و نظريات ويتگنشتاين را در همين مقوله بايد جست وجو كرد. او به مطالعه بر روى نظريه مجموعه ها و طبيعت شناسى نظريه اى مجموعه اى علاقه مند است و به كار كردن در فلسفه رياضى و فيزيك تمايل و ارادت خاصى دارد. او در ترجمه كتاب «ماهيت بشر» نوشته «پيتر هكر» كه در خصوص آراى فلسفى ويتگنشتاين است مى آورد: «لودويك ويتگنشتاين» متولد سال ،۱۸۸۹ يكى از متفكرين و فلاسفه برجسته دنياى انديشه است. او طى حيات خود توانست دو نوع فلسفه را بنياد نهد كه هر يك در زمان خود تأثيرى عميق در تاريخ فلسفه اروپا ايجاد كرده است.
ويتگنشتاين در فلسفه اول خود، رساله منطقى – فلسفى، آراى استادانش فرگه و راسل را رد مى كند و در فلسفه دومش تحقيقات فلسفى، نيز آراى قبلى خود را به نقد مى كشد و آنها را در اساس باطل مى شمارد. او در فلسفه اول خود به مضامينى چون جهان در زبان، انديشه در زبان، منشأ ضرورت منطقى و ماهيت قضاياى منطق مى پردازد. بزرگترين دستاورد فلسفه اول او اين است كه ماهيت حقايق منطق را روشن مى كند و نشان مى دهد كه آنها برخلاف آنچه غالباً تصور مى شود، كلى ترين قوانين انديشه نيستند، «رساله منطقى – فلسفى» ويتگنشتاين الهام بخش حلقه دين بود كه اين حلقه سرچشمه جنبشى شد كه به پوزيتيويسم منطقى معروف گشت.
ويتگنشتاين در كتاب «تحقيقات فلسفى» خود برداشتى انقلابى از مفهوم «فلسفه» دارد. او در اين اثر رويكردى نو به فلسفه زبان دارد و طرحى كاملاً بديع از فلسفه ذهن ارائه مى دهد. او در روانشناسى فلسفى خود، سنتهاى دكارتى، تجربى و رفتارگرايى را رد و نقد مى كند. او به جاى موجود متفكر دكارتى، يك «وحدت روان – تنى» را قرار مى دهد. چون معتقد است: اين انسان در تماميت خود است كه مى انديشد، درك مى كند، حس مى كند، آرزو مى كند و… نه ذهن او. مفهوم «ماهيت بشر» كه قرنها بر سنت فلسفى ما مسلط بوده، مفهومى تحريف شده است. اين تحريف نه از نادانى بلكه از نحوه طرح مسائل فلسفى مانند ماهيت ذهن، كنه نفس، امكان خودشناسى، رابطه جسم و ذهن و امكان شناخت ساير اذهان است. در تلاش براى حل مسائلى از اين قبيل و نياز به جوابهاى خاصى براى آنها بود كه دكارتى ها و تجربه گرايان، به تدريج برداشت ما را از مفاهيم هويت شخصى، انسان، ذهن، انديشه، بدن، رفتار و كنش و اراده به كلى تحريف كردند.
علوى نيا به اين گفته راسل اعتقاد دارد كه «فقط كسى مى تواند مسائل فلسفى را درك كند كه پايه محكمى در رياضيات و فيزيك نظرى داشته باشد.» علوى نيا تز دكتراى خود را درباره پايگاه معرفت شناختى قضاياى رياضى تدوين كرد. عنوان اين رساله «راسل، ويتگنشتاين و كواين در جست وجوى حقيقت» يا Russell, Quine and Wittgenstein in Pursuit of Truth بود كه البته به زبان فارسى ترجمه نشده است. علوى نيا از دو جهت به آرا و نظريه هاى ويتگنشتاين پرداخته است. اول به سبب شخصيت مذهبى اوست و دوم دووجهى بودن فلسفه ويتگنشتاين است كه يك وجه آن متأثر از فرگه و راسل است و وجه ديگر آن نقش شوپنهاور بر فرهنگ و انديشه اوست. جاذبه ديگر ويتگنشتاين تعارض فكرى اين فيلسوف اروپايى با مردان انديشه دوران حاضر است كه براى علوى نيا حائز اهميت است.
علوى نيا فلسفه مذهب و فلسفه اخلاق ويتگنشتاين را نزديك به كانت مى داند و تمايل اخلاقى وى به كانت و مشابهت هايى كه او در اين ميان با كنايات عرفاى اسلام مى ديد، از جذابيت هاى ويتگنشتاين براى او محسوب مى شود.
به اعتراف اغلب مترجمين فلسفى و فيلسوفان مترجم دوران معاصر فلسفه ويتگنشتاين از فلسفه هايى است كه فهم آن دشوار است چه رسد به ترجمه و انتقال آن. كارى كه البته سهراب علوى نيا در انجامش تلاش و جهد وصف ناپذيرى مى نمايد و البته به سرمنزل مقصود نيز مى رسد.

 

یک نظر بنویسید

نکاتی درباره حسن بصری

حاج دکتر نورعلی تابنده( مجذوبعلیشاه)

مقاله حاضر بخشی از گفتار درباره شیخ حسن بصری است که در تاریخ ۸۱/۱۱/۶ پس از قرائت کتاب تذکره الاولیای عطار بیان شده است .
بسم الله الرحمن الرحیم‏

تا اینجا شرح احوال – نه شرح حال به معنای مصطلح در تاریخ بلکه شرح حال به معنایی که در تذکره الاولیای عطار آمده است – دو نفر از بزرگان را شنیدید یکی اویس قرنی و دیگری حسن بصری .
نکته ای که از مقایسه این دو حاصل می شود و نتیجه گیری از این مقایسه باید همیشه مورد توجه ما باشد ، حالات مختلفی است که عرفا دارند . فرموده اند که : « الطرق الی الله بعدد انفاس الخلائق » (۱) ؛ یعنی راه ها به سوی خدا به عدد انفاس مردم است . یک معنای این حدیث همین است که آدمیان در راه به سوی خدا حالات مختلفی دارند . در این باره می توان حالات اویس قرنی را با حسن بصری مقایسه کرد .
اویس قرنی اصلا در کار دنیا نبود . شترچرانی بود که غالبا بیرون شهر می رفت . به نحوی که حتی همسایه هایش گفته بودند هرچه ما خواستیم برایش یک منزلی بسازیم که سکونت کند ، قبول نکرد و عموما در بیابان بسر می برد. غذایش هم هسته خرما بود که آرد می کرد چنانکه رسم عرب بود و می خورد . اگر هم زیادتر بود به دیگران می داد و نگه نمی داشت . لباسش هم از پاره هایی بود که دیگران دور می انداختند و آنها را به هم می دوخت .
اما حالات حسن بصری غیر از این بود ، حسن بصری واعظ بود ، واعظ سرشناسی که همه او را می شناختند . حتی به قول بعضی ها با حجاج ابن یوسف که حاکم بود مراوده داشت . ولی این قول صحیح نیست ، حسن از ترس حجاج بن یوسف مدت ها پنهان بود . ولی به هر جهت شخصیت مشهور و معتبر در جامعه بود .
تفاوت دوم اینکه از اویس سلسله ای جاری نشده است . درباره خود او و اینکه مربی اش که بوده ، بعضی ها معتقدند که مقام نبوت مستقیما او را در سایه خودش پروراند و از این رو کسانی خود را اویسی می گویند . البته این مطلبی است قابل تامل ولی فعلا مجال بحث درباره آن نیست . آنچه مسلم است این که از اویس سلسله ای جاری نشد اما از حسن بصری به قول بعضی ها سلسله جاری شد . می گویند که از حضرت علی (ع) توسط دو نفر یکی کمیل ابن زیاد نخعی و دیگری حسن بصری ، سلسله جاری شد .
مساله سوم این است که راجع به حسن بصری با ۱۸۰ درجه تفاوت نسبت به اویس قرنی ، مطلب نقل شده است . بعضی ها می گویند حسن بصری با علی (ع) مخالف بود . محاجه هایی با علی کرد . بحث ما فعلا در این قسمت است و در مساله سلسله و جاری شدن سلسله از وی .
در میان عرب رسم است که اشخاص به غیر از اسم لقب و کنیه دارند . در مورد حسن بصری لقب و کنیه ای ذکر نشده است . حسن اسم است . ما شیعیان هم اکنون خیلی اشخاص با نام حسن داریم که تیمنا به نام امام حسن مجتبی (ع) اسمشان را حسن گذارده‏اند . « بصری » هم یعنی اهل بصره . لذا کاملا طبیعی است که هر حسنی که در بصره بوده ، اسمش حسن بصری باشد . بنابر این خیلی محتمل است اگر هم کسی بوده که آن جسارت را در برابر علی (ع) داشته یک حسن بصری دیگری بوده باشد . اما ما آن حسن بصری را تجلیل می کنیم که به نوکری آستان علی (ع) افتخار می کرد و مرید آن حضرت بود . در نامه ای که از حضرت زین العابدین (ع) به دست آمده ، نوشته اند در تمام وقایع یک اثری ، یک چیزی ، از این حسن بصری هست . حسن بصری تحت تربیت مستقیم بود . در زمان کودکی که زمان پیغمبر بوده می گویند ام سلمه ، کودک را نگه می داشت . بعدا هم تحت تربیت علی (ع) و سپس حسنین و حضرت سجاد علیهم السلام بود . ولی خودش نیابت داشت که مردم را تربیت معنوی کند . همیشه چنین بوده است که کسانی مانند حسن بصری مردم را به طریق حق هدایت کرده و بعدا می گفتند که خودتان بروید پیدا کنید .
این یک روش تربیتی است و مشهور است که اول بار سقراط آن را در مباحثاتش اعمال کرد . سقراط به جای اینکه مطلبی را از خودش بگوید ، همان را از طرف مقابل سوال می کرد . مثلا می گفت : به نظر تو قدرت چیست ؟ طرف می گفت : قدرت آن است که کسی بتواند هر کاری که می خواهد بکند . سقراط می گفت : چنین چیزی نمی شود و امکان ندارد . برای اینکه در این صورت اصلا قدرتی وجود ندارد ، بشر این همه محدودیت دارد .
سقراط دو مرتبه سوال می کرد : پس با این حساب جواب تو چیست ؟ قدرت چیست ؟ تا بالاخره آن طرف جوابی می داد . سقراط مجددا ایراد می گرفت تا بالاخره به یک پاسخی می رسیدند . سقراط مخاطب خود را هل می داد . مثل این است که مرغ را کیش کیش می کنیم که وارد لانه اش شود . سقراط هم نیت خود را هدف قرار می داد و سوفسطائیان را بالاخره به مقصود هدایت می کرد تا آنکه طرف مقابل می گفت قدرت یعنی قدرت یعنی تسلط داشتن بر خود . آنگاه سقراط می گفت : بله این قدرت است . با این رویه سقراط مقصود خویش را از زبان طرف درمی آورد .
حسن بصری هم چون واعظ بود بالای منبر مطالبی می گفت و چنانکه رسم منبر است ، واعظ بالای منبر هرچه گوید ، آنجا نمی شود با او حرف زد . ولی بعدا اگر کسی اهل تحقیق باشد خودش می رود راجع به بعضی مسائل از او می پرسد . حسن هم با موعظه خودش مردم را راهنمایی می کرد . یکی از ایرادهایی که بر حسن بصری وارد کرده اند همین طرح مسائل دینی است ولی واقعا باید به رویه حسن بصری توجه داشت . ممکن است حسن های بصری زیادی در آن ایام بوده باشد کما اینکه نوشتند در بعضی کتب مثل طرائق الحقایق که حسن دیگری هم در بصره مشهور بود . هر حسنی که در بصره باشد و قدری شهرت پیدا کرده باشد ، به حسن بصری مشهور می شود و این مطلب خلاف عقلی نیست . به علاوه مگر در مورد بسیاری از صحابه پیغمبر بین مسلمانان اختلاف نیست ؟ اختلافاتی که گاه به ۱۸۰ درجه می رسد . مثلا ما معاویه را خطاکار می دانیم و لذا به هیچ وجه نه تنها بر او رحمت نمی فرستیم بلکه احیانا لعن هم می کنیم ولی عده زیادی از برادران مسلمان ما می گویند : حضرت معاویه یا امیرالمومنین معاویه . وقتی در مورد خلیفه ای اینقدر اختلاف است در مورد حسن بصری مسلما این اختلاف بین مورخان چیز بعیدی نیست و اصولا این اقتضای علم تاریخ است که نمی تواند درباره شخصیت های تاریخی نظر قطعی بدهد . همین الآن راجع به رجال حکومتی خودمان از مثلا یک قرن پیش چقدر چیزهای متفاوت نوشته شده است . بعضی ها را به اوج افلاک بردند و بعضی ها را به حضیض . در دوران ما که تمام وسایل تحقیق برای همه مردم فراهم است این اختلاف پیدا می شود ، چه برسد به آن وقت که این امکان نبوده است .
یکی از خصوصیات عرفان هم این است که عارفان مطابق فرمایش علی (ع) : « انظر الی‏ ما قال و لا تنظر الی‏ من قال » ، عمل می کنند و می گویند نگاه کن به این که چه چیزی می گوید ، حرفش چیست و نگاه نکن به اینکه چه کسی می گوید . اگر قولش درست باشد قبول کن وگرنه قبول نکن . اما در تاریخ نویسی عموما مورخین برای اینکه یک مطلبی را بقبولانند ذهن را از « ما قال » متوجه « من قال » کرده اند و شروع می کنند به انتقاد از گوینده این مطلب درباره تاریخ تصوف و عرفان همراه با شدت و سوء نیت نیز شده است . مثلا درباره حسن بصری چون عارفان از وی تعریف می کنند ، برخی مورخین سعی دارند نشان دهند که وی آدم بدی بوده است . و بر این مبنا دلیل می تراشند کما اینکه راجع به کتاب مصباح الشریعه که بعضی ها می گویند از حضرت جعفر صادق نیست اگر بپرسید چرا ، می گویند : چون به سبک صوفیه نوشته شده است . به دلیل اینکه این کتاب به سبک صوفیه گفته شده پس از حضرت جعفر صادق نیست . نمی گویند که چون به سبک عرفانی است پس حضرت جعفر صادق هم این افکار را تایید کرده است . خوب به طریق اولی‏ همین نحوه استنباط در مورد افراد منتسب به عرفان هم به کار می رود .
نکته دیگر این است که در طی تاریخ اسلام و تاریخ تشیع همه ائمه ما که قطب الاقطاب بودند ، یعنی درواقع نماینده الهی بودند ، آنچنان در روی زمین دچار فشار و اختناق بودند که در اواخر زمان ائمه خصوصا بعد از حضرت رضا (ع) ، آن بزرگواران در کمال اختفا زندگی می کردند ، حتی زندگی عادیشان در کمال اختفا بود . اما هر کسی که بیعت می کرد ، ولو شده یک بار ، حضور امام می رسید . حضرات ائمه هم از میان کسانی که بیعت می کردند آنهایی را که استعداد پیشرفت ظاهری و باطنی داشتند ، به کسانی که راه رفته بودند معرفی می کردند تا با آنان بیشتر معاشرت کنند . به اصطلاح عرفانی برای وی پیر صحبت یا پیر تربیت تعیین می کردند . حسن بصری هم از این قبیل کسان بود . از حسن بصری سلسله عرفانی مستقل جاری نشد ، مثل اینکه از کمیل یا از ابراهیم ادهم یا از بایزید سلسله جاری شده است . ظاهرا حسن معلم بود ، البته معلم نه به معنای فقط تعلیم ، بلکه مربی معنوی بود که کسانی که استعداد داشتند با او معاشرت می کردند . یکی از کسانی که خیلی به اصطلاح نزدیک و معاشر او بود حبیب عجمی است . حبیب عجمی را حسن بصری تربیت کرد البته نه به عنوان جاری شدن سلسله ، بلکه به این عنوان که او را معرفی کرد به امام ، امام هم بعد از حسن حبیب را پذیرفت . حبیب عجمی ، داود طایی را تربیت کرد . داود طایی ، معروف کرخی را که معروف چون دربان حضرت رضا بود ، حضرت مستقیم به او اجازه اخذ بیعت هم دادند . این است که سلسله ای از معروف جاری شد و به نام وی با عنوان « معروفیه » مشهور است .
معروف – چنانکه در غالب کتب صوفیه آمده – سلسله سند و اجازه خودش را به حضرت رضا منتسب می کند ولی خود وی تربیت شده به دست داوود طایی است . داوود طایی مراقبش بود . داوود هم تربیت شده حبیب عجمی و حبیب عجمی تربیت شده حسن بصری و حسن بصری تربیت شده علی (ع) . ولی این سلسله اجازه نیست ، سلسله تربیتی است . حال هر اشتباهی را که یک نفر گفت مخالفان روی آن ذره بین می گذارند و بزرگش می کنند . چنانکه بنابر اختلاف اقوال درباره حسن بصری گفتند که اصلا صوفی شیعه نیست . البته ما هم قبول داریم هر کس که با دشمن علی دوست باشد مسلما صوفی نیست ، درویش نیست . البته این رای را به عنوان حمله بر عرفان و تصوف به کار بردند والا حسن بصری در سلسله معروفیه نقش تربیتی داشته و نسبت معروف کرخی که به حسن بصری می رسد ، نسبت تربیتی است . از این اشتباهات در تاریخ بین مورخین خیلی شده و چنانکه ذکر شد هر اشتباه جزئی هم که به دست مخالفین فقر و عرفان افتاده روی آن ذره بین گذاشتند و از کاه ، کوهی آفریدند .
آنچه گفته شد راجع به حسن بصری بود ولی در مورد بقیه مشایخ عرفا هم مثل جنید بغدادی صادق است . جنید بغدادی به نظر عرفا از طرف حضرت قائم مامور اخذ بیعت بود و اجازه داشت بعد از خودش هم جانشین تعیین کند که این کار را کرد و او جانشینی تعیین کرد که سلسله اش تا امروز استمرار داشته است . ولی راجع به جنید هم بعضی همین حرف ها را می زنند . حتی بعضی می گویند اصلا جنیدی وجود نداشته است . چرا ؟ چون در فلان کتاب اسم جنید نیامده است . خوب باید پرسید چرا به کتاب هایی که نام جنید در آنها ذکر شده و صحت انتسابش تایید شده مراجعه نمی کنید ؟
کسی از من همین مطلب را پرسید که جنیدی نبوده است . در پاسخ گفتم که نظریه ای شیعی وجود دارد ؛ آیا این نظریه را قبول دارید یا نه ؟ نظریه شیعه این است که در هر زمان ولی قائم باید باشد . به قول مولانا :

پس به هر دوری ولی ای قائم است‏
آزمایش تا قیامت دائم است‏
یک زمان پیغمبر بود ، بعد علی (ع) بعد هم ، ائمه اطهار تا امام دوازدهم علیهم السلام . این نظریه را همه شیعه قبول دارند . در زمان غیبت چه ؟ آیا در زمان غیبت دیگر خداوند به این مردم توجه ندارد ؟ آیا خداوند فقط به آن مردمی که امام حسین را شهید کردند ، مردم آن زمان ، توجه دارد ؟ آیا برای مردمی که خلیفه شان حضرت رضا (ع) را مسموم کرد ، بر روی زمین قائم مقام می گذارد ولی بعد ولی نیست ؟ به نظر شیعه این رویه همیشه باید باشد ، منتها در زمان غیبت ، امام غایب شدند .
اگر نظریه اول را قبول داشته باشیم به نظریه دوم می رسیم و آن اینکه امام در زمان غیبت آیا نماینده ای را انتخاب کرد یا نه ؟ علی القاعده باید قبول داشته باشیم . حال دیگر چه کار داریم . اگر اصل این حکم را قبول داریم ، مساله مصداقش مساله ثانوی است . اینکه این فرد جنیدی بوده یا نبوده ثانوی است . یک نفری بوده که این کار را کرده و می گویند اسمش جنید بود . حال شما بگویید جنید نبوده بلکه منید بوده ، تفاوتی در اصل قضیه ندارد . ما با کسی سروکار داریم که از جانب امام تعیین شده است .
در مورد حسن بصری هم همین مساله صدق می کند . ما با حسن بصری ای سروکار داریم که ارادت به حضرت علی (ع) داشته است حال این ارادت تا چه حد بنابر مستندات تاریخی قابل رد یا قبول باشد از موضوع اعتقاد ما خارج است .
پاورقی :
۱. با توجه به اینکه انفاس جمع نفس [به فتح ن و ف] است ، می توان این حدیث را به این معنی تفسیر کرد که راه ها به سوی خدا به تعداد نفس های [به فتح ن و ف] مردم است . این دو تفسیر منافاتی با یکدیگر ندارد . در تفسیر اول حدیث ، مراد سلوک به معنای عام است و در تفسیر دوم به معنای خاص ، یعنی در هر نفسی راهی به سوی خدا برای سالک پیدا می شود .
منبع :
عرفان ایران : مجموعه مقالات (۲۰) / گردآوری و تدوین مصطفی آزمایش .– تهران : حقیقت ، ۱۳۸۳/ صص ۱۲ – ۱

یک نظر بنویسید

مراسم در گذشت اخوی مکرم ایمانی مرحوم دکتر علوی نیا در کرج

هو

121

از شمار دو چشم يك تن كم                از شمار خرد هزاران بيش

 

پرفسور دكتر سهراب علوي‌نيا استاد فلسفه و عرفان دانشگاه شهيد بهشتي با طلوع آفتاب يكم مرداد 1387 تن خاكي رها و به جان آفرين مراجعت نمود.

پرفسور علوي‌نيا از معدود اساتيد فرهيخته متخصص در فلسفه‌هاي تحليلي، رياضي و فلسفه غرب و شارح متون عرفاني بود. او تحصيلات خود را در دانشگاه‌هاي تهران و لندن به اتمام رساند و به دعوت دانشگاه‌هاي آمريكا به مدت يكسال در دانشگاه هاروارد آمريكا به تحقيق و تدريس پرداخت. مكتوبات زيادي دربارة نظريات فلاسفه غرب و عرفاي نامي از وي بجا مانده، كه از متون مرجع دانشگاهي مي‌باشند. اين استاد فرهيخته دانشجويان زيادي را تربيت و به مرحلة استادي رساند.

به مناسبت بزرگداشت آن تازه رحيل مجلس ترحيمي در روز يكشنبه 6 مرداد 1387 از ساعت 16:30 الي 18 در مسجد سجّاد واقع در كرج، ميدان توحيد برگزار مي‌گردد.

شركت برادران ايماني و اخلاء روحاني موجب تعظيم شعائر الهي و مقام علم و آرامش روح آن تازه رحيل خواهد بود.

 

از طرف فقراي سلسله جليله نعمت اللّهي سلطانعليشاهي گنابادي كرج

 

 

یک نظر بنویسید

فتوای آیت الله محمد علی تسخیری دبیر کل مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

  

آیت الله محمد علی تسخیری( دام عزه العالی)

پرسشها ی بسیاری از سوی مسلمانان و غیر مسلمانان درباره ی جامعه اسلامی و روابط بینمذاهب اسلامی به ما رسیده است. از حضرت عالی خواهشمندیم جهت تنویر افکار عمومی واصلاح اندیشه ها پاسخ بفرمایید.خداوند به شما جزای خیر عنایت فرماید

1-آیا کسی که یکی از مذاهب اسلامی یعنی مذهب حنفی ، مالکی ، شافعی ،حنبلی ،جعفری ، زیدی و یا اباضی- را پیروی و به دستورات آن عمل کند، مسلمان است ؟

2- مرزهای تکفیر در اسلام چیست؟آیامسلمان می تواند کسی را که از  یکی ازمذاهب اسلامی- که در سوال اول ذکر شد- پیروی می کند، یا تابع عقیده اشعری یامعتزلی است تکفیر کند؟ و آیا تکفیر کردن پیروان تصوف حقیقی جایز است؟

3-چه کسی می تواند از نظر اسلاممفتی حقیقی باشد؟شرایط و شایستگی های اساسی برای متصدی امر افتاء و هدایت مردم درفهم شریعت و پیروی از آن چیست؟

فتوای

آیت الله محمد علی تسخیری( دام عزه العالی)

دبیر کل مجمع جهانی تقریبمذاهب اسلامی

بسم الله الرحمن الرحیم

موسسه آل البیت للتفکر الاسلامی

پاسخخود را در جواب سوال های ارزشمند شما،به شرح زیر خلاصه می کنم:

1.بله،همه ی پیروان مذاهب اسلامی نام برده در پرسش شما، مسلمان به شمار می آیند و ازهمه ی حقوق مسلمانان برخوردارند و تمام وظایف مسلمانی هم بر عهده آنان واجب است وهمگی در مجموع ، افراد امت اسلامی هستند.

2.تکفیر هیچ یک از مذاهب نام برده یا پیروان عقیده اشعری همچنین سالکان راه تصوف حقیقی و نیز هر کس که به توحید ، نبوت ،معاد و واجبات روشن اسلامی مثل نماز ،روزهو حج ایمان دارد – به طور مطلق – جایز نیست.

3.علما شرایط و صفاتی ذکر کردند که فرد باید دارا باشد تا صلاحیت افتا پیدا کند. ازجمله این شرایط دانش کافی به اصول فقه ،ادبیات عرب و قدرت و استنباط احکام شرعی ازکتاب و سنت شریف است .به طور خلاصه ،فرد باید مجتهد باشد تا بتواند برای مردم فتواصادر کند.

درود خداوند بر شما و گامتان استوار

محمد علی تسخیری

دبیر کل مجتمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی

یک نظر بنویسید

وبلاگ های دراویش گنابادی بعد از گذشت زمان کمتر از ۲ ماه مجددا فیلتـــــر شدند

گروه موسوم  به  انجمن حجتیه و دست های نفوذی استعمار گر قرن انگلیس ِاز هر حربه جهت  بایکوت خبری دراویش  استفاده می کنند و بهد از اینکه دریافتند حک نمودن وبلاگ ها و سایت ها و ایجاد وبلاگ های موازی با دراویش  و عنوان توبه نمودن دراویش  این بار با فیلتر نمودن سعی دارند از انتشار اخبار دراویش گنابادی جلو گیری کنند و در چند ماه گذشته بعضی از وبلاگ ها برای چندمین بار فیلتر شدند که البته  هیچ تاثیر بر روند انتشار اخبار دراویش نداشته و سایتی جدید و وبلاگی نو پا به عرصه  انتشار اخبار دراویش می گذارد

در ادامه ی سیر متحجران یکبار دیگر وبلاگهای دراویش گنابادی از جمله :سایت شخصی دکترسید مصطفی آزمایش- صلح کل (دو بار )- خبار سلسه نعمت الهی گنابادی -وبلاگ خورشید حق  به دست تیغ فیلترینگ سپرده شد.

لازم به یاد آوری است که در حدود دو ماه پیشتر نیز وبلاگهای :

  یاران مجذوبان نور  - خاطرات قم…   - صلح کل…  - خورشید حق - فقرای بروجرد -اما عشق..واخبار صوفیه  وپایگاه هم اندیشی دراویش فیلتر شده بودند.

۱ دیدگاه

زهی خیال باطل !!!در هیچ کجا مجالس دراویش گنابادی با تهدید و ارعاب و زندان تعطیل بردار نیست

دست های نفوذی در اداره اطلاعات که وظیفه ای جز بد بین نمودن  مردم و اذهان عمومی نسبت به خدام  واقعی مردم و دولت خدمتگذار را ندارند و همواره  سعی نموده اند با ایجاد تنش  و آشوب در جامعه از آب گل آلود ماهی بگیرند و منافع مالی و حزبی خود را حفظ کنند و برای رسیدن به سریر قدرت و حاکم ساختن گروه موسوم به حجتیه از هیچ  نیرنگ و شگردی کوتاهی نمی نمایند این بار بعد از تخریب خانه  یک معلم دلسوز و انقلابی که تنها و تنها جرمش  اعتقاد  به خدا و تصوف اسلامی بود اینبار او  را  به زندان می برند و قصد دارند زمینه را برای تبعید وی آماده  سازند

زهی خیال باطل  که  شما فقط خانه او را خراب نمودید و خانه  دلش  و درویشی او از گزند شما در امان است .فرض کنید این درویش  را از چرمهین دور نمودید !!!!فکر می کنید دیگر در چرمهین مجلس  درویشی بر گزار نخواهد شد؟؟مگر در قم و بروجرد که حسینیه حسین را به آتش کشیدید مجالس  دراویش  گنابادی  تعطیل  شد ؟؟ آگاه باشید و تجربه بگیرید در هیچ کجا مجالس دراویش گنابادی با تهدید و ارعاب و زندان تعطیل بردار نیست و هر روز بر شوکت مجالس  افزوده می گردد.

فاعتبروا یا اولی الالباب

به گزارش خبرنگار سایت مجذوبان نور مقارن ساعت 9 صبح روزچهارشنبه 2 مرداد ماه 1387 آقای رحمت الله جوادی  دستگیر و روانه زندان گردید.

در این گزارش آمده است ،تخریب منزل این معلم مظلوم که چندیپیش توسط نیروهای امنیتی و انتظامی و به دلایل اعتقادی و مخالفت  با دراویش سلسله نعمت اللهی گنابادی  انجام گردید موجی از نارضایتی را در میان مردماین منطقه ایجاد نموده است .

شیوه برخورد مامورین اطلاعاتی و فشار آنها بر مراجع قضاییوارگانهای اجرایی  نشانگر هدف  آنان مبنی برتبعید آقای جوادی از چرمهین اصفهانو تعطیلی مجالس درویشی در این شهر میباشد

یک نظر بنویسید

كتب حضرت مجذوبعليشاه اول

كتب عرفاني زير در سايت تصوف ايران نصب و آماده استفاده براي علاقمندان ميباشد

۱-   رسائل مجذوبیه

۲-   مرآة الحق

۳-   العقائد المجذوبیه 

براي ملاحظه كتابها به قسمت كتب حضرت مجذوبعليشاه اول مراجعه نمايي

یک نظر بنویسید

متن نامه شورای فرهنگیان در فقدان دکتر علوی نیا

هو

۱۲۱

فقدان و در گذشت برادر ایمانی استاد بر جسته  دانشگاه های کشور مر حوم  دکتر علوی نیا  را  به جامعه فر هنگی دراویش گنابادی  و دیگر اساتید دانشگاه شریف و شهید بهشتی و دانشگاهیان کشور تسلیت گقته  برای  این عزیز از دست  رفته از خداوند منان علو درجات  را مسئلت داریم

ایشان استادرشته فلسفه دانشگاه صنعتی شریف ودانشگاه شهید بهشتی  بودند که  به علت ایست قلبی  به جوار حق  منزل گزیدند  یادش  گرامی

۱ دیدگاه

فرمایشات اخیر حضرت آقای مجذوبعلیشاه از سایت مزار سلطانی

(3) دیدگاه

كتب حضرت رضاعليشاه

كتب حضرت رضاعليشاه

عناوين زير از كتب حضرت رضاعليشاه در سايت تصوف ايران نصب و آماده استفاده براي علاقمندان ميباشد

۱-   چهل گوهر تابنده مجموعه چهل سخنراني از حضرت رضاعليشاه طاب ثراه

۲-   التاريخ المختصر في احوال المعصومين الاربعة عشر عليهم السلام 

۳-   يادداشتهاي سفر به ممالك عربي 

براي ملاحظه كتب ايشان به آدرس زير مراجعه فرماييد

http://www.tasavof. ir/MysticalBooks (4).php

  تصوف ايران

یک نظر بنویسید

نوشته‌های قدیمی‌تر »