آرشیو برای سپتامبر, 2008

فرمايشات حضرت آقاي مجذوبعليشاه 6/7/87 ( قسمت اول و دوم)

(3) دیدگاه

آقاي صافي هنوز دلسردیهای دیگری از مردم مانده است که ندیده اید !!.

مجذوبان نور : این خبر را بخوانید ، فکر کنید ،و گذشته را به یاد آورید . اگرجواب آقا را بدهیم  فتوا به خونمان می دهند .تنها به یاد این بزرگوار !!می آوریم  حسینیه شریعت قم و بروجرد موقوفه بود !!آن روز که به خاطر فتوا !!! خانه حسین (ع) را تخریب و به آتش می کشیدند  ، واسماء الهی و کتاب قران را زیر تیغ بلدوزرها مدفون می نمودند،   دلسردی مردم !! راباید می دیدید. !! و هنوز دلسردیهای دیگری از مردم مانده است که ندیده اید !!.  زیر پا گذاشتن  امر خدا ، پیامبر،امامان که هیچ !!!!، کسی  کاری با دلسردی آنان ندارد!!!   

 

انتقاد آيت‌الله صافي از رواج قرآن به خط عثمان طه

 

وي بر حفظ و زنده نگه داشتن فرهنگ وقف در كشور تأكيد كرد و افزود: اگر موقوفات در كشور احيا شود، بسياري از مشكلات مردم رفع خواهد شد.

كد خبر: ۱۹۶۴۱                              تاريخ انتشار: ۲۰:۲۴ – ۰۷ مهر ۱۳۸۷                   

آيت‌الله صافي گلپايگاني با انتقاد از رواج قرآن به خط عثمان طه در كشور گفت: اوقاف و ديگر نهادها بايد با استفاده از كارشناسان مجرب، قرآن را با خط ايراني آن هم در حد گسترده‌اي، چاپ و در تمام دنيا توزيع كنند.

به گزارش ايسنا، آيت‌الله صافي گلپايگاني در ديدار مدير كل اداره اوقاف و امور خيريه قم بر ترويج فرهنگ وقف در جامعه تأکيد کرد و گفت: بايد اوقاف بنا بر نيات واقف، موقوفات را صرف کند تا موجب دلسردي مردم نشود.

وي به جايگاه وقف در كشور اشاره كرد و گفت: وقف، صدقه جاريه و مبلغ بسياري از مفاهيم اسلامي است.

وي بر حفظ و زنده نگه داشتن فرهنگ وقف در كشور تأكيد كرد و افزود: اگر موقوفات در كشور احيا شود، بسياري از مشكلات مردم رفع خواهد شد.

وي همچنين وجود امامزادگان متعدد در قم را مورد توجه قرار داد و گفت: بايد از ظرفيت و پتانسيل امامزادگان براي ترويج معارف ديني و اهل بيت(ع) استفاده كرد.

استاد حوزه علميه قم، با بيان اين‌كه وجود امامزاده در هر شهري نشان دهنده سابقه ولايي مردم آن شهر است، گفت: امامزادگان وسيله‌اي براي احياي فرهنگ تشيع و اهل بيت(ع) هستند و بايد برنامه‌هاي تعليم و تربيت اسلامي در بقاع متبركه اجرا شود 

(2) دیدگاه

لایحه دفاعیه تجدیدنظر خواهی جناب آقای امیر علی لباف

بسمه تعالی

هیأت حاکمه دادگاه تجدید نظر استان قم

موضوع: تجدیدنظر خواهی نسبت به دادنامه 87099725101005 صادره از شعبه101 دادگاه عمومی جزائی قم در پرونده کلاسه87/420

احتراماً باستحضار میرساند: دادنامه فوق الاشعار را در تاریخ 17/6/1387 رویت کردم و از صدور چنین رأیی به قدری متأسف شدم که مدت ها مردد بودم از این رأی تجدیدنظر، بخواهم یا صبر کنم با اجرای آن مشخص شود مسئولین اداری-قضائی قم نسبت به عده ای از شیعیان اثنی عشری که عنوان درویش و صوفی گرفته چگونه رفتار می کنند اما عده ای از عدول مؤمنین توصیه کردند این نظر اجماعی نیست و مصلحت جامعه اسلامی و مؤمنین در کشورهای دیگر جهان ایجاب می کند تا چنین آرائی نقض شود و مستمسکی برای ایذاء و اذیت سایر برادران در آن جوامع نباشد اینستکه در موعد مقرر قانونی در مقام تجدیدنظر خواهی برآمده و اعلام میدارم: رأی صادره علاوه بر آنکه مخالف با قانون است بلکه مغایرت آن با شرع انور و رویه عملی فقهای امامیه در طول تاریخ اظهر من الشمس است. تأسف بالاتر آنکه شیعیان جهان اسلام را در نقاط جهان در معرض فشار حکومت جائر قرار میدهد

موارد ایراد و اشکال به رأی رابه شرح آتی الذکر بعرض میرساند و استدعای نقض رأی بدوی و اعلام برائت خود را دارم.

اوّل- مخالفت رأی با قانون

الف- در امر جزائی تفسیر مضیق و بنفع متهم است و قضاوت کیفری بایستی مطابق با منطق قانونی یعنی همانگونه در 2 ماده 698، 513 قانون مجازات اسلامی آمده است به پرونده رسیدگی نماید. مراد استنادی مندرج در کیفر خواست از یکطرف و حکم شدید و غلاط دادگاه از طرف دیگر با عمل اینجانب منطبق نیست، زیرا اطلاع از صدور حکم دادگاه مانع آن نمیشود که اشخاصی که آراء صادره از محاکم را خلاف شرع یا قانون تشخیص میدهند نسبت به آن دادخواهی نکنند.

اعمال ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب نسبت به آراء خلاف بیّن شرع و قانون و اصل 173 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در تشکیل دیوان عدالت اداری و تشکیل هیئت عمومی و دیوانعالی کشور و هیئت عمومی دیوان عدالت اداری در راستای نقض و اعاده رسیدگی نسبت به آراء قطعیت یافته در محاکم است. اگر حکم دادگاه بایستی اعمال گردد ضرورتاً بایستی شامل همه­ی اشخاصی باشد که با قطعیت حکم مبادرت به تجدیدنظر خواهی یا فرجام خواهی فوق العاده می نماید.

حکم دادگاه با اصل 34 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هم در تضاد است. زیرا: دادخواهی حق مسلّم همه مردم ایران است و مردم حق دارند، چنین محاکمی را در اختیار داسته باشند و اینجانب مراتب دادخواهی را به مسئولین محترم کشور اعلام کرده ام و آنان ضمن اطلاع تکلیف داشته اند که به موضوع رسیدگی و اعلام پاسخ نمایند و سزای تظلم خواه معرفی به اطلاعات و تشکیل پرونده کیفری نیست.

موضوع حسینیه شریعت قم مربوط به وقف است و وقف مبنیء و تأسیس فقهی دارد و حسنات جاریه و صالحات باقیات را به وقف تعبیر کرده اند و در رساله عملیه فقهاء از زمانهای دور و از دوران تدوین شرایع الاسلام ادامه داشته و مشهور فقهاء امامیه نظیر شهیدین صاحب قواعد تا تألیف تحریرالوسیله حضرت امام هر یک از علماء بابی را در رساله خود به وقف اختصاص داده اند و  ائمه معصومین علیه السلام  مخصوصاً مولای متقیان حضرت علی علیه السلام وقف های متعددی برای مسائل مختلف منعقد و به موقوفٌ علیهم واگذار کرده اند. در طول تاریخ اسلام سابقه ندارد واقف و متولی منصوص را فاقد صلاحیت اعلام کرده باشند، بلکه بنا به فرموده حضرت امام عسکری علیه السلام: ” الوقوف حسب ما یوقفها اهلها” وقف باید مطابف نیت واقف عمل شود و نسبت به متولی منصوص اگز ظنّ تعدّی یا خیانت باشد باید ضم امین کرد، حالا دادگاه بر خلاف شرع رأی داده است که متولی منصوص مندرج در سند رسمی وقف که خود واقف است صلاحیت ندارد یک عالم صاحب رساله ای باید در مقابل این رأی خلاف قانون اظهار نظر شرعی کند و حکم شرع انور را گوشزد نمایدو علیهذا بمنظور استحضار علماء قم که صالح در بررسی امور شرعی مؤمنین بوده اند عرایضی تقدیم گردید تا آن بزرگواران با فتوای شرعی حکم واقعی قضیه را بیان بفرمایند. حالا اگر آن بزرگواران سکوت کرده یا به تکلیف شرعی خود عمل نکرده اند اما هیچگاه اذهان آنها مشوش نشده و اگر آثار تشویش پیدا می شد لا اقل با دادن پاسخ و اعلام نظر فقهی خود اینجانب را راهنمائی و ارشاد می کردند.

ب- تشویش اذهان عمومی و مقامات وقتی مصداق دارد که وصول نامه در ذهن مقام دریافت کننده عریضه اثرگذارد، سؤال از دادسرا  و دادگاه صادرکننده حکم آنستکه بطور صریح اعلام فرمایند: کدام یک از مراجع عالی قدر یا حتی کدام یک از مسئولین محترم قضائی- سیاسی کشور از تظلم خواهی اینجانب مشوش شده  یا انها را وادار به عکس العمل و اقدامی نموده است؟

بی تأثیر بودن این نامه وقتی اثبات می گردد که مرجع شیعه یا مسئول مملکتی هیچگاه به این نامه ها پاسخ نداده اند و وقتی مرجع و مسئولی خود را مکلّف به دادن پاسخ نمی داند! دادسرا و دادگاه می گویند اذهان آنها مشوش شده است، دادگاه با چه دلیل و مستندی تشویش اذهان را استنباط کرده است! مگر نه طبق اصل 166 قانون اساسی:” احکام دادگاه باید مستدل و مستند به مواد قانونی…باشد.”

ج- اصل 34 قانون اساسی تظلم خواهی را حق مردم اعلام کرده است و اصل99 اصلاحی قانون اساسی گفته است:” هر کس شکایتی از طرز کار مجلس یا قوه مجریه یا قوه قضائیه داشته باشد می تواند شکایت خود را کتباً به مجلس شورای اسلامی عرضه کند…” حالا دادگاه میفرماید تظلم خواهی کرده ای باید مجازات شوی!

د- دادگاه عنایت نفرموده حسینیه شریعت قم مدرک و هویت دارد و آن وقفنامه رسمی است و در این سند بطور رسمی حسینیه قد شده است. دادگاه توجه نکرده طبق ماده 224 قانون مدنی:” الفاظ عقود محمول است بر معانی عرفیه” معذالک موقوفه و حسینیه شریعت را بنام دیگری تغییر میدهد و مرتکب جعل مفادی می شود بلکه بتواند با تغییر کلمات رأی خلاف واقعیت صادر کند در صورتیکه سند رسمی وقف بطور رسمی تنظیم گردیده و تمام مندرجات آن طبق ماده 70 قانون ثبت رسمی است از جمله ذکر حسینیه در سند و اختصاص به عزاداری ائمه معصومین و مخصوصاًحضرت ابی عبداله الحسین علیه السلام قید گردیده است و در سند رسمی کلمه خانقه نیامده است. اما دادگاه حسینیه را خانقاه نامیده است.

بمنظور اثبات خلاف بودن رأی با قانون ماده 698 استنادی دادگاه قم را مرور می کنیم:”ماده698 :” هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله نامه یا شکوائیه… اکاذیبی را اظهار نماید یا با همان مقاصد اعمالی را بر خلاف حقیقت صریحاً یا تلویحاً نسبت دهد علاوه…” در نوشتن مقصد اضرار یا قصد تشویش وجود نداشته است و بلکه جلب حمایت و دفع ستم موردنظر بوده که اقدامی هم معمول نگردیده است. بنابراین انتساب تشویش مقامات دریافت کننده نامه آن هم بدون اعلام آن مقام توجیه شرعی و قانونی ندارد و حکم صادره از دادگاه خلاف واقع می باشد.

دوم- نماز عمود دین است و برپائی آن جزو شعائر مذهبی است

برپائی نماز اعم از فرادا و جماعات: انجام تکلیف شرعی است و در راستای سنّت محمدی و قداست از آن بجا آورده شده اشخاصی که نماز را به جماعت خوانده اند برای اداء تکلیف واجب بوده است حالا اگر کسی به نماز ایستاد اذان و اقامه گفت و به یکتائی خداوند و رسالت حضرت محمد(ص) و ولایت حضرت علی علیه السلام ادای شهادت کرد و صلوه و فلاح و خیرالعمل را به پا داشت کدام عرف این عمل واجب را توهین به مقدسات تلقی خواهد کرد بلکه برعکس نظر دادگاه نماز جماعت برگزار شده را تکریم مقدسات دانسته و در نمازگزاری شرکت کرده اند.” الاعمال بالنیات”

دادگاه بدوی قم قطعاً از فروع دین اطلاع داشته اند نماز واجب است اما اسلام امر به معروف و نهی از منکر هم داریم. اگر توهین خدای نخواسته خواندن نماز به جماعت را توهین به مقدسات تلقی می کردند یا اصولاً در نماز جماعت شرکت نمی کردند یا در اجرای تکلیف دینی او را منع می نمودند یعنی دادگاه اینقدر مردم را بی تعصب نسبت به امورات دینی فرض کرده اند که کسی نماز را به پا دارد و در جماعت آن شرکت کنند و تکلیف دینی خود را انجام دهند. آنوقت نسبت به آن عکس العمل شرعی و ایمانی انجام ندهند!

شرکت در جماعت به تشخیص مأموم است و اینجا مصداق و میزان رأی مردم است صدق می کند و اشخاصی که در این نماز جماعت شرکت کرده اند مسلمان و به تکلیف خود آشنا و خود عضوی از اعضاء جامعه اسلامی بوده اند و قد قامت الصلوه گفته اند و اگر از آنها سؤال می شد چکار می کتید قطعا جواب می دادند مگر کوری-نماز می خوانیم، حالا آنها  گفته اند نماز میخوانیم و عرف هم عمل آنها را برگزاری نماز تلقی کرده لکن دادگاه که در محل نبوده می گوید چون اینجانب دوره حوزه علمیه را ندیده ام نماز جماعتی که برگزار کرده ام توهین به مقدسات است و باید زندانی شوم- شلاق بخورم- تبعید گردم. مگر چه کرده ام؟ من که مثل ابوذر غفاری حرفی نزده ام، فقط نماز خوانده ام!

دادگاه محترم صادرکننده رأی علاوه بر آنکه به مدافعات 4 وکیل متشرع و متدیّن دادگستری توجه نکرده است، بلکه چشم خود را به سوی واقعیات و تاریخ شیعه و رویه و سنت ائمه مصومین علیهم السلام بسته است. حضرت علی علیه السلام امام اول شیعه چه اشخاصی را مأمور نماز کرد: مالک اشتر- میثم تمّار- اویس قرنی- کمیل و سؤال اینستکه این بزرگوران در کجا قواعد فقه و اصول فقه خوانده بودند. دوران بنی امیّه و بنی عباس و محدودیتی که برای ائمه معصومین علیهم السلام ایجاد کرده بودند که حتی شعیان از زیارت حضوری ایشان محروم بود را باید بخاطر آورد و این بدنه اسلام بودند که با برپایی نماز و عزاداری و سوگواری آن بزرگواران اسلام را حفظ و به آیندگان منتقل کردند . فراموش نکنیم درین اواخر که رضا شاه زمام حکومت را در دست گرفت چه مصایب و مشکلاتی برای علما ایجاد کرد و چگونه مومنین هر مرحله و هر منطقه به دور از چشم مامورین حکومتی نماز بر پا می داشتند و مخفیانه در پستوهای خانه خود سینه میزدند و بولایت علی و اولاد معصوم آن حضرت تمسک می جستند . وکلاء در مرحله دفاع در دادگاه به رویه برادران حاضر در جبهه جنگ هم اشاره کردند و توضیح دادند چگونه چند سرباز و پاسدار در سنگر خود نماز جماعت بپا می داشتند و یکنفر از همان سرباان که حتی سواد کافی برای خواندن و نوشتن نداشت به عنوان امام جماعت جلو می اقتاد و دیگران اقتدا می کردند . آیا انها در سنگر شعائر  اسلامی را بپا می داشتند یا در حال توهین به مقدسات بودند ؟در مدارس و دانشگاه های داخل و خارج از کشور یک نفر از همان دانش اموزان و دانشجویان به عنوان امام جماعت جلو می ایستد  و دیگران به عنوان ماموم اقتدا میکنند تا از ثواب نماز جماعت بهره مند گردد.

در کارخانجات کشور بعضاً نماز جماعت به امامت یکی از کارگران برگزار میشود به همکار خود اقتدا می کنند در منازل مومنین سابقه طولانی دارد که پدر حتی فرزند ذکور بزرگتر خانواده عنوان امام جماعت دارد و بقیه اعضاء خانواده به آن شخص اقتدا می کنند .

در همه این حوال عرف می گوید اینان نماز جماعت برگزار کرده اند و خود آنها هم اعتقاد دارند تکلیف مذهبی را انجام داده اند بندگی و طاعت خداوند تجسسی نسیت بلکه قلب سلیم می خواهد حضرت عیسی و حضرت یحیی دو پیغمبر بودند که در گهواره اعلام نبوت کردند و نزد کسی آموزش ندیدند. در صورتی که در همان دوران علماء بنی اسرائیل کم نبودند و کنیسه عبادتگاه در اختیار داشتند  آیا از دیدگاه شیعه این 2 پیغمبر به جامعه یهودیت توهین کردند که بدون آموزش پیغمبر شدند . از دادگاه صادر کننده رای بدوی سؤال اینست که در جامعه اسلامی دوران حضرت امام حسن عسگری علیه اسلام هیچ مومن آموزش دیده و آشنا به احکام اسلامی وجود نداشت تا کودکی 2 ساله یا 6 ساله امام مسلم الطاعه مسلمین و مومنین جهان گردد. آیا خداوند با انتخاب حضرت حجت عجل اله تعالی فرجه قصد توهین به مقدسات اسلام را داشت . در جامعه یهود و در جامعه اسلام چه کسی خداوند را محاکمه کرد که چرا این افراد در سنین کودکی برای امامت جهان برگزیده است ؟

حضرت امام محمد تقی طبق روایت شیعه 8 ساله بود که پدر بزرگوارش شهید شد و اطلاع داریم معظمٌ له در اواخر عمر حضرت رضا علیه اسلام در مشهد مقدس نبود، آیا شیعه امامت آن بزرگوار را موکول به گذراندن دوره فقه و اصول می کند یا اینکه آن حضرت را بعنوان امام وپیشوا پذیرفته و خاک مقبره آن امام همام را توتیای چشم می کند!

عرفان و تصوف اسلامی گرامیترین افراد جامعه اسلامی را با تقواترین آنها می شناسد و شعوب و قبائل را لتعارفوا می داند امام انّ اکرمکم عند الله اتقیکم مورد قبول می باشد.

از دیدگاه مکتب شیع در طول تاریخ: شریح قاضی، قاضی القضات خلفای راشدین و خلفای بعدی روحانی نبود، امّا حرّ بن یزید ریاحی مرد سپاهی روحانی بود.

از دیدگاه مکتب شیعه: عمر بن سعد با همه آگاهی به احکام و حفظ قرآن روحانی نبود بلکه جوان نصرانی شهید در کربلا روحانی بود.

اویس قرنی با وجودیکه همزمان با اعلام نبوت حضرت ختمی مرتبت زندگی می کرد، توفیق زیارت حضرت را نداشت اما آنقدر روحانی بود که حضرتد محمد(ص) بوی رحمان را از یمن استشمام می کرد.

نظر مشهور فقهاء در رساله عملیه آن بزرگواران مطالعه شد و هیچگاه از شرایط امام جماعت گذارندن دوره حوزی قید نشده است. البته اگر در محلی که نماز جماعت برگزار می شود هم روحانی و هم فرد غیر روحانی وجود داشته باشددر صورت احراز شرایط: روحانی مقدّم است. اینجانبان در خانه ای بودیم و وقت نماز شد و در آن جمع روحانی نبود و برادران توصیه کردند. جمعیت کافی برای برگزاری نماز جماعت وجود دراد . به اینجانب تکلیف کردند برای انجام عبادتِ تکلیفی جلو به ایستم تا آنها اقتداء کنند: سؤال اینستکه از این توصیه و تکلیف عرف توهین به مقدسات یا انجام تکلیف عبادی و کرامت مقدسات را استنباط می کند! آیا خواندن نماز به جماعت سزاوارتر است یا خواندن نماز به فرادا.

چون برای تشکیل عمل مجرمانه طبق قانون عنصر مضری باید وجود داشته باشد و آن سوء نیت است و اینجانب و سایر نمازگزاران حسن نیّت داشته و با هدف اجرای اوامر نماز جماعت برگزار کرده ایم بنابراین نماز خوانده ایم و قصد توهین به کسی را نداشته ایم.

وجود چنین احکام و رویه ای به ضرر مصالح جامعه مسلمین در سراسر جهان است. اگر حکومت های جائر در سایر کشورهای جهان برگزاری مراسم جمعی دینی را موکول به حضور روحانی به معنای فرذیکه دروس حوزوی را گذرانده باشد و به یک چنین فردی هم ویزای اقامت ندهد چه شخصی می تواند جوابگو باشد دنیا محدود به ایران نیست و مسلمین در چهان پراکنده هستند: مسامانان اتیوپی در شاخ آفریقا یا دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاههای غربی از کجا روحانی حوزه دیده پیدا کند تا نماز جماعت آنان توهین به مقدسات نباشد؟ با نفی حکم ضرری در اسلام: امیدواریم قضات عالی مقام مرجع تجدیدنظر با درایت کامل و با در نظرگرفتن مصالح جامعه اسلامی در هر زمان و هر حکومت به موضوع بررسی کرده و موجبات نقض رأی صادره و اعلام برائت اینجانب را فراهم نمایند.

با ادای بهترین احترامات

امیر علی محمدی لباف

یک نظر بنویسید

بدون شرح!!!!!!!

 

یک نظر بنویسید

حکم مجازات آقای امیر علی لباف در دادگاه تفتیش عقاید شهرستان قم

بدانکه صاحب شریعت ربانی ملت در صدر اسلام چنین قرار داده بود که باوجود بعضی علایم معصیت کتم کنندو فسق را بر کسی نسبت ندهند و به مجرد شنیدن کلمه اسلام آن شخص را مسلم پاک دانندو حکم اسلام را در وی ثابت و مستقر دانسته، هم کیش خوانند و پایۀ احتیاط را اوصیای صاحب شریعت بجائی گذاشتند که دست کم کسی بر آنجا رسد و بنای آن شریعت را چنان افراشتند که طایر وهم هر بی سر و پائی در آنجا نپرد. چنانچه در کافی از صادق آل محمد(ص) مرویست که: یجب علی المؤمن للمؤمن ان یسترعلیه سبعین کبیرة. لازم است بر مؤمن که بربرادر ایمانی خود بپوشد هفتاد گناه کبیره را و قوله تعالی: لاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مؤمنا. مگوئید با کسی که ملاقات میکند شما را با سلام که مؤمن نیستی و جناب ختمی مآب و ائمه هدی علیهم السلام دانا و خبیر بودند که اکثری از اهل اسلام منافقند و هرگز به خدا ایمان نیاورده​اند و با وجود شهادت خداوندی مأمور نشدند احدی را رد فرمایند و کلمه غیر اسلام را بر وی جاری نمایند. قوله تعالی: اذا جائک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول اللّه و اللّه یعلم انک لرسوله و اللّه یشهد ان المنافقین لکاذبون.

و با این همه حکایتهادین را سهل و سمحه فرموده​اند. نمی​دانم سهل و سمحه آنست که از تدین کسی را از اهل اسلام رد نمایند و یا اینکه به تجسس عیوبات مردم برآیند، و بآسانی بیک کلمه خود را معذب بعذاب ابدی فرمایند. قوله تعالی: و من لم یحکم بما انزل اللّه فاولیک هم الکافرون. می​فرماید هرکه حکم نکند چنانکه خدانازل فرموده، پس چنین حاکم از کفار، و کافر یقیناً مخلد در نار خواهد شد. و اهتمام صاحبان دین از برای هدایت مردم که مفت ایمان را گم نکنند، و بهر چیزی از اوامر و نواهی، صاحبان شریعت، حدی قرار دادند که هر که پیرو ایشان گردید پا از حد شریعت بیرون نگذاشت.

و غرض از نقل  این بود که صاحبان شریعت رد و قبول رعیت و دوستان خود را بمن و تو واگذار نفرموده و اذن مفت حرف زدن رانداده​اند، و اگر فی الجمله شعوری باشد میداند که از عهد آدم الی یومنا هذا هرکه بعذاب ابدی گرفتار گردیده جمله بجهت رد و قبول بوده. و اگر بگوئی که بدی و فسق و یا کفر فلان شخص در پیش فلان عالم ثابت شده است و منهم مقلد او هستم و بر منهم لایق است چون مقلد فلانم حرف فلان را بزبان آرم، این هم درست نیست.

قانونی که  بر پاشنه عدل نچرخید پیام آور ظلم است ، خون آزادی را می ریزدو برای تطهیر خود به فتوا پناه می بردو نقاب دین برصورت  و لباس قداست برتن می پوشد  و انسانیت را به تیغ  تکلیف  ذبح می کند .برجنازه عدالت  نماز ظفر خواند ه، سکوت را خیرات میکند ودر عزای پاکیها  سرود شقاوت  می خواند

این جا کجاست ؟

یک نظر بنویسید

فرمایشات اخیر حضرت آقای مجذوبعلیشاه

یک نظر بنویسید

فرمایشات حضرت آقای مجذوب علیشاه 2-7-87 صبح چهارشنبه

یک نظر بنویسید

در برخي كشورهاي اسلامي؛اول اكتبر روز عيد فطر است

 گزارش شيعه‌ آنلاين، اين مؤسسه در ادامه افزود: بررسي هاي انجام شده نشان مي دهد در كشورهايي كه دوشنبه اول سپتامبر 2008 را اولين روز ماه مبارك رمضان اعلام كرده بودند، اول اكتبر روز عيد فطر خواهد بود.

 ين بيانيه همچنين مي افزايد: اما در برخي كشورهاي اسلامي مانند عمان، جمهوري اسلامي ايران، پاكستان، هند، مراكش، عراق و غيره كه دوم سپتامبر را اولين روز ماه مبارك رمضان اعلام كرده بودند، دوم اكتبر روز عيد فطر خواهد بود.

گفتني است برخي كشورهاي اسلامي مانند عربستانسعودي بررسي هاي فلكي را قابل قبول نمي دانند و در اين مسأله فقط به شاهدان عيني كه اين موضوع را با چشمان خود رصد و بررسي كنند، تكيه مي كنند.

 همين راستا “مؤسسه اسلامي رصد ماه” با رد نظر و روش عربستان سعودي، گفت: در بررسي كه با چشم انجام مي گيرد گاهي اشتباه رخ مي دهد، براي نمونه در سال 2002 ميلادي برخي از مسلمانان با تكيه بر نظر دولت عربستان سعودي، روزه گرفتند در حاليكه مقامات مسئول در آن سال به جاي ماه، سياره زهره را ديده بودند و آغاز ماه مبارك رمضان را اشتباه اعلام كرده بودند.شايان ذكر است بيانيه مؤسسه اسلامي رصد ماه توسط “صلاح محمود” رئيس مؤسسه ملي پژوهش‌هاي فلكي و جيوفيزيكي مصر نيز تأييد شد.

یک نظر بنویسید

به بهانه روز قدس و موضع صوفیان گنابادی در مقال دولت اسرائیل

لازم به  ذکر است این نامه  در مورخه مرداد 1339 نوشته  شده است که  در ان زمان مخالفت با تشکیل دولت یهود  جرم سنگینی محسوب می شده است و حضرت امام خمینی هم  در سال 42  توانستند به این موضوع اشاره کنند  

مخاطب : آقای شیخ مصطفی رهنما

هو 121

26 صفر 1380 – 29/5/1339

 به عرض عالی می رساند: مشروحه چاپی که در باره یهود مرقوم گردیده و نسخه ای از آن را به نام حقیر ارسال فرموده بودید واصل و موجب تشکر و امتنان گردید ، زادکم الله عزا و شرفا و توفیقا و تاییدا

موضوع اسرائیل که اشاره فرموده بودید  هرچند حقیر در امور سیاسی وارد نیستم و دخالت نمی کنم ؛ولی چون این موضوع با مذهب ارتباط دارد و اقدام و اظهار نظر حضرتعالی  را نیز از نظر مذهبی بسیار  بجا و پسندیده می دانم؛ ویژه آنکه بعضی از کسانی که اطلاعی از لحاظ مذهبی در این باب ندارند پا را فراتر نهاده زمزمه  نزدیکی و دوستی کامل می نمایند و مدعی علایق نزدیک بین دو ملت ایران و یهود از نظر تاریخی می باشند ؛ در صورتی که چنین نیست ، زیرا:

1- این  علاقه با وضعی که آنان مدعی اند  قبل از اسلام نبوده و پادشاه هخامنشی فقط از نظر ترحم بر زیر دستان نسبت به  آنها ابراز شفقت نموده و در آن موقع بسیار کار پسندیده ای بود ، زیرا ترحم بر مغلوب و زیر دست بسیار پسندیده است . بالاخص آنکه دیانت حقّه به عقیده ما در ان زمان همان دیانت یهود بوده و بزرگان دین در میان انان بسیار بودند و البته در این زمان هم یهودیانی که تحت ذمه دولت اسلام هستند و به وظایف ذمّی بودن عمل می کنند و به دولت اسلام خیانت نمی کنند ، طبق دستور اسلامی باید جان و مالشان محفوظ و احترامشان رعایت  شود و این امر ربطی با دوستی با دولت اسرائیل ارتباطی ندارد

2-ملیت امروز ایرانی  با  دیانت اسلام عجین و آمیخته  شده و آنچه مخالف  دیانت اسلام باشد با ملّیت ایرانی نیز مخالف است و چون یهود و اسرائیل دشمنی فطری  با اسلام دارند و با ملیت ایرانی نیز بالتبع طبعا  عداوت  دارند ،که در قرآن مجید است :لتجدن اشد الناس عداوه للذین آمنوا الیهود اشرکو (سوره مایده آیه 82)

3- بر فرض وجود علاقه بین ایران و یهود ، البته علاقه اخوّت و برادری مقدم است ، چون آوارگان  فلسطینی برادران اسلامی  ما می باشند و به ما نزدیکترند ،ما باید از حقوق انان طرفداری و دفاع نماییم.

4- فلسطین و اراضی آن شرعا و قانونا ملک همان آوارگان است که یک عده غاصب و راهزن مسلح ، به زور و  عنف  انان را از خانه و ملک خود بیرون کرده غاصبانه تصرف نموده اند و وظیفه هر مسلمی شرعا و وجدانا طرفداری از مظلوم در رفع  تجاوز و ظلم است .

5- دولت اسرائیل دولتی است پوشالی که تکیه آن به دیگران است و طبق آیه شریفه:ضربت علیهم الذله اینما ثقفوا الا بحبل من الله و حبل من الناس(آل عمران آیه 112)از خود دوام و ثباتی ندارد مگر آنکه به ریسمان خدایی که دیانت مقد سه اسلام است ،متوسل شوند یا به  ریسمان خلقی چنگ زده  و متوسل  به  دیگران شوند . و بر همه جهانیان واضح است که اسرائیل از خود شخصیتی ندارد و تکیه او  به دیگران  است . فقط به مادیات  که از قارون به آنان  به ارث رسیده در آنها موجود است .

با جهات مذکوره در فوق البته  مسلم  نباید خود را حاضر به همکاری با یهود نماید ، بلکه باید انها را  بزرگترین دشمنان خود بداند که هر وقت بتوانند ضربت خود را بر مسلمین وارد می آورند

والسلام /اقل سلطانحسین تابنده

 

 

همانگونه که مشاهده میشود مبارزه  با دولت اسرائیل  و غیر رسمی دانستن  کشور اسرائیل از چندین  سال قبل در آرا و عقاید صوفیه گنابادی  به چشم می خورد و این خود سندی است  برای کسانی که سلسله صوفی طویه گنابادی سلطانعلیشاهی را  اسرائیلی نام می نهند برای  توضیح بیشتر  در همین خصوص  می توانید  به کتاب  سفر به ممالک عربی تالیف حضرت آقای رضا علیشاه (طاب ثراه) صفحه 61 مراجعه نمایید

یک نظر بنویسید

دانلود صدای ماندگار مرحوم سید جواد ذبیحی

بسیاری از دوستان و فقرای قدیمی که  با صدای مرحوم ذبیحی  آشنایی داشتند با درج نظر  در وبلاگ و ارسال ایمیل در خواست فایل های صوتی مرحوم ذبیحی  را داشته اند.

 

به اطلاع این عزیزان میرسانیم سی دی مناجات های ایشان در بخش فروش  نوار های صوتی مدد کاری رضا در حسینیه تهران موجود و  قابل ابتیاع  است . همچنین جهت یاران  و دوستانی که دسترسی به تهران ندارند می تواند از لینکهای زیر استفاده نمایند .

لازم به ذکر است مرحوم ذبیحی از فقرای با محبت و عزیز سلسله گنابادی بودند که مناجات ها واشعار خوانده شده توسط ایشان همچنان دلنشین و پر شنونده است. که متاشفانه به اغوای جاهلین در اوایل انقلاب به شدت مجروح شده  که منجر به فوت ایشان شد .

روی مطلب کلیک نموده و در صفحه جدید دانلود نمایید  و در بقیه موارد  کلیک  راست نموده

 گزینه save target  as را انتخاب نمایید

یادش گرامی

جهت دانلود و آشنایی بیشتر با ذبیحی  به ادامه مطلب مراجعه کنید

برگ سبز شماره یک با صدای ذبیحی را بشنوید-بخش اول

  برگ سبز شماره یک با صدای ذبیحی را بشنوید-بخش دوم

  برگ سبز شماره یک با صدای ذبیحی را بشنوید-بخش سوم

مناجات سحر در گوشه بیات راجه با صدای سید جواد ذبیحی را بشنوید

مناجات فارسی در بیات ترک و شور با صدای سید جواد ذبیحی را بشنوید

 

سید جواد ذبیحی با وجود آن که عمری طولانی را در خدمت مفاهیم و ارزش های دین اسلام صرف کرده بود، به شیوه ای کاملاً غیر اسلامی به جهان باقی شتافت! پس از انقلاب چند نفری به در منزلش رفتند و به بهانه اجرای مراسم نیایش او را با خود بردند. اما سید جواد فرصتی پیدا نکرد تا آخرین شور و اصفهان و افشاری اش را سر دهد. افراطی های مذهبی بر مصداق “از ماست که بر ماست” کسی را کشتند که سال ها با صدای او دینداری کرده بودند. درک آنان از دین آن قدر پایین بود که نمی دانستند و یا به ایشان نگفته بودند که مثله کردن بدن انسان ولو اگر کافر باشد، حرام است. به همین دلیل پس از ریز ریز کردن بدن سید جواد، با روزنامه اطلاعات تماس گرفتند و گزارش کار خود را ارائه دادند. علیرضا نوری زاده، روزنامه نگار مقیم لندن که آن زمان در روزنامه اطلاعات کار می کرد، در خصوص ماجرای قتل ذبیحی می گوید: “هر چند گفته می شد ذبیحی با رژیم گذشته ارتباطاتی داشته، اما او از جانب بسیاری از روحانیون مهم حمایت می شد، در نتیجه وقتی خبر قتل او در روزنامه به دستم رسید، کاملا ً غیر مترقبه بود. با دادگاه انقلاب تماس گرفتم، آنها ابراز بی اطلاعی کردند. عصر آن روز، نامه ای از سوی گروه شاهین به روزنامه رسید که در آن مسئولیت ترور آقای ذبیحی را بر عهده گرفته بودند.”

در جایی خواندم مرحوم صادق خلخالی رئیس دادگاه انقلاب آن زمان، در کتاب خاطراتش صریحاً به کشتن سید جواد ذبیحی اعتراف می کند. اگر چنین باشد، نظر به محبوبیت مردمی سید جواد ذبیحی، ظاهراً کشتن او به شیوه اعدام های انقلابی، هزینه های زیادی برای انقلابیون داشته است و در نتیجه راه کم هزینه تر ترور را بر می گزینند. خداوند همه را بیامرزد.

  ادامه مطلب »

(6) دیدگاه

سخنرانیها و مراسم ایام ماه رمضان:

سال 1387

مراسم نوزدهم ماه رمضان (صبح-عصر-شب-احیاء)

مراسم بیست یکم ماه رمضان (صبح-عصر-شب-احیاء)

مراسم بیست دوم ماه رمضان

مراسم بیست سوم ماه رمضان (عصر-شب-احیاء)

یک نظر بنویسید

اکثریت ، حق و آزادی

آن کس که دست به چوب می شود، مطمئناً باید دارای  قدرت و اکثریت باشد! پس اگرصاحب اندیشه ای دارای قدرت و حمایت اکثریت باشد ، مجوز زور گویی خواهد داشت!

به دراویش می گویند باید سیاسی باشید!خب، ببینیم منظور چیست؟ اگر یک صوفی مورد ظلم قرار گیرد و سکوت کند، می فرمایند: نگاه کنید درویشی یعنی جمود، یعنی قبول ظلم و خفت، پس اینها گمراهند .اگر خدای نکرده، یک درویش به یکی از صاحبان اکثریت که برای نجات اکثریت از گمراهی هزاران ظلم و خلاف قانون مرتکب می شود، بگوید چرا؟ می گویند چرا در سیاست دخالت می کنی!! درویشی و عرفان چه کاری با سیاست دارد!! و نهایتاً متهم به براندازی، خیانت و وابستگی به اجانب  می شود! بنابراین باید دید منظور چیست!؟ نهایتاً سیاسی بودن دراویش خوب است یا نه؟

http://www.majzob.net/fa/content/view/1663/4/

ادامه مطلب »

۱ دیدگاه

سخنرانیها و مراسم ایام ماه رمضان:

مراسم بیست یکم ماه رمضان (صبح-عصر-شب-احیاء)

یک نظر بنویسید

دانلود مراسم شب های قدر در حسینیه دراویش گنابادی

یاران ایمانی می توانند جهت  دانلود و دریافت فرمایشات حضرت آقای مجذوبعلیشاه (سلمه ا…) و سخنرانی های دانشمند معظم جناب آقای کاشانی در حسینیه تهران که در شب های قدر ایراد گردیده به  آدرس  زیر مراجعه نمایند

http://www.mazaresoltani.net/ramezan.php

http://hou121.darvishan.net/

۱ دیدگاه

قرار منع تعقیب دادسرای نظامی ساری برای مأمورین اداره اطلاعات بهشهر

قرار منع تعقیب دادسرای نظامی ساری برای مأمورین اداره اطلاعات بهشهر

شعبه دوم دادیاری دادسرای نظامی ساری ، مأمورین اداره اطلاعات شهرستان بهشهر، از توابع استان مازندران را تبرئه کرد .

یکی از دراویش طریقت نعمت اللهی گنابادی که خواست نامش فاش نشود در گفتگو با خبرنگار سایت مجذوبان نور در ساری با اعلام این خبر ، گفت : در اردیبهشت ماه سال 1385 تعدادی از مأمورین اداره اطلاعات بهشهر بدون ارائه حکم مقام قضایی به منازل آقایان اسماعیل و محمود رزازی از دراویش گنابادی در شهرستان نکاء وارد شده و ضمن تفتیش و بازرسی منازل آنها ، کلیه آثار عرفانی موجود را ضبط و این دو درویش را به اداره اطلاعات احضار نمودند .

این درویش گنابادی افزود : پس از این اقدام غیرقانونی مأمورین اطلاعات ، آقای مصطفی دانشجو به عنوان وکیل، شکایتی را نزد دادستان نظامی مازندران علیه مأمورین اطلاعات مطرح و خواستار برخورد قانونی با متخلفین شد که حال پس از گذشت دو سال ، شعبه دوم دادیاری دادسرای نظامی ساری ، قرار منع تعقیب مأمورین اطلاعات را صادر نمود .

پس از این تظلم خواهی ، آقای دانشجو با شکایت اداره کل اطلاعات مازندران از سوی شعبه دوم بازپرسی دادسرای ساری به اتهام افتراء و نشراکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت و در 29 آبانماه 86 دستگیر و به سلولهای انفرادی اطلاعات مازندران منتقل شد.نهایتا این وکیل دراویش غیابا محکوم به تحمل 7 ماه زندان و 35 ضربه شلاق گردید.

وی افزود : هرچند اعتراض به قرار منع تعقیب مأمورین اطلاعات در دادگاههای نظامی هرگز نتیجه بخش نخواهد بود امادراویش ، شکایت خود را به دادرسان تقدیم ،تا به عنوان سند تعرض به دراویش گنابادی در تاریخ ایران ثبت و ضبط گردد  

یک نظر بنویسید

دولت به دخالت در امور مذهبی اقلیتها پایان دهد

گفته میشود از روحانیون اهل تسنن التزام گرفته شده وحتی در مواردی این مقامات مذهبی مورد تهدید قرار گرفته اند.

در همین حال به تمامی خادمین و نگهبانان مساجد و عبادتگاهای مذهبی اهل تسنن دستور داده شده تا در روزهای پایانی ماه روزداری رمضان، مراکز و مساجد را تعطیل کنند و تنها پس از اعلام پایان روزه داری از سوی مقامات مذهبی تهران و قم مجاز به بازگشایی مساجد هستند. ادامه مطلب »

۱ دیدگاه

سایت های قبلی هیچ اما بعدی ها طبق قانون فیلتر می شوند

توقیف و فیلترینگ سایت های اینترنتی، موکول به تشکیل دادگاه رسیدگی به دلائل و صدور حکم شد. سرپرست دادسرای کارکنان دولت و رسانه ها، که تاکنون با فرمان سایت ها را فیلتر و یا توقیف می کرد، قرار است از این پس مطابق بخشنامه اخیر رئیس قوه قضائیه که پس از توقیف موقت سایت “فردا” وابسته به احمد توکلی صادر شد، رفتار کند و تابع این بخشنامه باشد.

البته هنوز معلوم نیست نهادهای امنیتی و یا دادستانی انقلاب چگونه عمل خواهند کرد و برای این بخشنامه اعتباری قائل هستند یا خیر. ضمن آنکه سرپرست دادسرای کارکنان دولت اعلام داشت فیلترینگ و توقیف سایت ها که در گذشته انجام شده مشمول دستور العمل جدید نمی شوند و در توقیف و فیلترینگ می مانند!

این یک بام و دو هوا در شرایطی است که سایت های اینترنتی در عرض چند دقیقه میتوانند نام های خود را تغییر داده و با آدرس های دیگری اعلام موجودیت کنند و این گفته مقام دادسرای کارکنان اداری را دور بزنند

یک نظر بنویسید

نوشته‌های قدیمی‌تر »